چهارشنبه هجدهم بهمن 1391
مصاحبه " تماشا" با مهتاب کرامتی

به قسمت کاملا اعتقاد دارم
وقتي اسم مهتاب كرامتي به ميان مي آيد سخت است بگوييم اول زيبايي او خودنمايي مي كند يا هنر بازيگري اش. چيزي كه ظاهرا دغدغه هميشگي اين بازيگر شناخته شده است. او سال ها سعي كرد انتخاب هاي درست انجام بدهد و هر مبلغ و قراردادي وسوسه اش نكند. اين ادعا نيست و كارنامه كاري اش حكايت از دقت و تامل در هر انتخاب دارد. كارنامه اي كه صبورانه براي آن تلاش كرده است و با اينكه هميشه در معرض تيغ تيز انواع انتقادها و اتهامات بوده اما باز خسته نشده و ادامه داده است....
ساناز صفائی از مجله "تماشا" گفت و گوئی با مهتاب کرامتی داشته است که بخشی از آن را در این وبلاگ و متن کامل آن را از اینجا میتوانیم بخوانیم.
*شما به قسمت اعتقاد دارید؟
کرامتی: خیلی زیاد. من به قسمت و شانس در این سینما کاملا اعتقاد دارم. از روز اول شروع کارم، نوع ورودم به سینما و حتی همین الان شاید خیلی دلم بخواهد در یک فیلمی کار بکنم ولی اگر قسمت نباشد امکان ندارد که بشود و اعتقاد دارم به اینکه چیزی برای من پیش نمی آید که بد باشد و اگر که قرار باشد که بد باشد ناخودآگاه اتفاق نمی افتد. به این موضوع قائل هستم.
*پس شما از آن دسته ادم هایی هستید که در هر چیزی حکمت و مصلحتی می بینید؟
کرامتی: صد در صد اینطوری است و کاملا هم اعتقاد دارم که چیزی اگر خوب نباشد پیش نمی اید اگر که پیش آمده قطعا نتیجه خوبی دارد حتی اگر در ظاهر به نظر خوب نباشد.
*خانم کرامتی کم کم دارید وارد یک برهه سنی دیگری می شوید. معمولا برای بازیگران زن این گذر از جوانی به میانسالی چندان آسان و بدون عارضه نیست. حتی بعضی ها بعد از ورود به این سن و سال از بازیگری کناره گیری کردند یا چند سال کار نکردند تا توانستند با واقعیت کنار بیایند. شما که به نظر هم می آید اهل فکر و برنامه ریزی برای کارتان هستید برای این تغییر چه برنامه ریزی کردید؟ شما می خواهید تصویر مهتاب کرامتی زیبا و جوان در ذهن مردم باقی بماند با تا ته خط ادامه می دهید؟
کرامتی: بستگی به این دارد که زندگی چه چیز هایی سر راهم قرار دهد. اما تمام تلاشم را کردم که خودم را کمی نسبت به این موضوع واکسینه کنم. برای اینکه این چیزی است که به هر حال پیش خواهد آمد. مخصوصا در سینمای ایران این اتفاق خیلی نمود بیشتری دارد.
*چطور خودتان را واکسینه می کنید؟
کرامتی: با پذیرفتن همان شخصیت ها و نقش هایی که شاید از من دور است و اینکه صرفا به چهره ام اتکا نکنم. دوم اینکه تئاتر را برای خودم نگه دارم به عنوان یک راه کاری که بتوانم بازی بکنم. چون دغدغه بازی کردن در من است و باقی خواهد ماند. سوم اینکه کار یونیسف را به شکل خیلی جدی دنبال کردم که دغدغه حضورم در اجتماع را بتواند ارضا کند. همینطور تمام تلاشم را می کنم که حضورم در سینما در حدی باشد که جایگاهم تغییری نکند. اگر قرار باشد تغییر بکند قطعا مهتاب کرامتی به پشت دوربین می رود؛ نه برای کارگردانی ولی برای حضور پشت دوربین که این می تواند به شکل های مختلف اتفاق بی افتد. ولی این دلیل بر این نمی شود که از سینما قهر کنم. فکر می کنم با بالا رفتن سنم باز نقش هایی بهم پیشنهاد بشود که دغدغه ذهنی آن سنم باشد شاید کم کارتر بشوم، شاید هم پر کارتر الان چیزی را نمی توان پیش بینی کنم. اما امیدوارم فیلمنامه های زنانه بیشتر نوشته و ساخته بشود و به دغدغه این سنین زنان هم پرداخته بشود.
*شما برای اینکه بیشتر بتوانید در همین مرحله ای که هستید کاری هم می خواهید بکنید. مثلا جراحی زیبایی؟ مثلا به این فکر کردید که پوتاکس بکنید یا پوست تان را بکشید و این دست کارها؟
کرامتی: یک چیزی را اعتقاد دارم و آن این است که هیچ کس از زیبایی بدش نمی آید و هیچ کس دلش نمی خواهد که زیبایی اش دچار افول بشود به افراط اعتقاد ندارم اما اگر موردی باعث شود شما سالم تر زندگی کنید و زیبایی تان را حفظ کنید و همان چهره را نگاه دارید من به هیچ عنوان انکارش نمی کنم و شاید سراغ این موضوع هم بروم.
*شما کار دیگری هم به جز بازیگری و فعالیت در یونیسف انجام می دهید؟
کرامتی:من همیشه کار لباس را انجام می دادم و با یکی از دوستانم تولیدی لباس داشتم و با هم شریک بودیم. کار یونیسف را هم که داشتم و خب بازیگری. بعدها به خاطر اینکه دغدغه ام برای فعالیت در یونیسف بیشتر شد و بیشتر به آن پرداختم کار لباس را منتقی و متوقف کردم پس فقط شد سینما و یونیسف. اما فکر می کنم اگر قرار باشد این وضعیت فعلی سینما ادامه پیدا بکند همه ما باید برویم و یک شغل دیگر پیدا بکنیم برای اینکه به هر حال روزی ما از این راه است و اگر قرار باشد گار نکنیم من نمی دانم چه جوری قرار است زندگی بکنیم. چون کار می کنیم که پول مان را نمی دهند کار هم نمی کنیم که پولی در کار نیست. بیمه و بازنشستگی هم كه وجود ندارد.
شنبه سوم دی 1390
گفتگوی مهتاب کرامتی با لیلا حاتمی به مناسبت هفته جهانی تغذیه با شیر مادر
مهتاب کرامتی: لیلا جان مردم تو را به عنوان یک بازیگر توانا میشناسند . دلیل اینکه امروز ما اینجا هستیم این است که تو به عنوان مادر دو فرزند، وظیفه ات را در قبال تغذیه بچه هایت با شیر خودت به خوبی انجام دادی و در تمام این زمان در عین اینکه به خوبی به امر مراقبت و تربیت بچه ها پرداختی به فعالیتهای شغلیت نیز ادامه دادی و حتی به واسطه بازیگری در همین زمان به خوبی درخشیدی. می خواهیم درباره این تجربه برای ما صحبت کنی....
متن کامل این مصاحبه را در سایت یونیسف بخوانیم.
سه شنبه یازدهم مرداد 1390

مهتاب کرامتی این روزها با فیلم "شبانه روز" بر پرده سینماها قرار دارد.وی در گفت و گو با خبرگزاری مهر با اشاره به تجربه جذاب بازی در سه نقش در فیلم سینمایی "شبانه روز" تاکید کرد شخصیت تاریخی تاجالسلطنه برایش جذابتر بوده و در فیلم سینمایی "روز رستاخیز" بازهم نقشی تاریخی را تجربه کرده است.
-
پرداختن به موضوع صرفا زنان در سینمای ایران پرخطر است.
-
شان کاراکتر زن در شبانه روز حفظ میشود.
-
برای خود من هم خیلی جذاب بود که ما چرا نباید بپردازیم به این داستانهای زنانهای که داریم.
-
به من همان ابتدای فیلمبرداری زنگ زدند که شما پلان دارید.
-
تاج السلطنه شخصیت جالبی بود نقاشی میکشید، تار میزد که من مجبور شدم برای همین موضوع کلاس سه تار بروم.
-
هر کدام در زندگیمان مشکلاتی داریم که میتواند بیماری، طلاق، خیانت، جدایی و یا مرگ باشد اما باید بدانیم باز زندگی ادامه دارد.
-
خیلی بد است که بازیگری فیلمی کار کند ولی پس از مدتها از ساخت، وارد شبکه نمایش خانگی و یا اکران عمومی شود.
-
ترجیح میدهم در این شرایط و پیشنهاداتی که دارم، بیکار باشم.
متن کامل مصاحبه را در اینجا بخوانیم.
شنبه بیست و هشتم خرداد 1390
یکبار دیگر در سیما
مهتاب کرامتی با يك تله فيلم به نام «آذر» بازگشتي دوباره به تلويزيون خواهد داشت.
تله فيلم «آذر» به كارگرداني «فرزاد موتمن» داستان زني به نام آذر را روايت ميكند كه همسرش را از دست داده و از كودك معلولش مراقبت ميكند. اما با ورود مردي به زندگياش، بر سر دوراهي قرار ميگيرد.
كرامتي در اين فيلم نقش آذر را ايفا ميكند.
او قبل از این با مجموعه " خاک سرخ " به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا در تلویزیون حضور داشت.
یکشنبه هفتم فروردین 1390
پيام سفير حسن نيت يونيسف ايران به مناسبت نوروز 1390
قول و قرارهاي سال نو را به کودکان اختصاص دهيم

«در اين روزها که کمکم به استقبال سال نو و نوروز ميرويم، مايلم سال جديد را به تک?تک مردم ايران زمين به خصوص کودکان و خانوادههايشان تبريک بگويم.
نوروز يعني روز از نو، يعني زماني که طبيعت از نو آغاز ميشود و ما نيز آغازي دوباره خواهيم داشت. بياييد از اکنون که براي قول و قرارهاي سال نو خود و تغييراتي که همواره در ذهن داشتهايم، نقشه ميکشيم، آنها را به کودکان اختصاص دهيم و جامعه و محيط اطراف خود را به مکاني بهتر براي کودکان تبديل کنيم. بياييد در سال جديد قول دهيم جايي بسازيم که کودکان در آن بتوانند آزادانه بازي کنند و لذت ببرند بدون اينکه نگران کسب درآمد براي خانواده يا به دنبال سرپناهي در سرما باشند؛ جايي عاري از تصادفات و سوانح که کودکان بتوانند در آن سالم و ايمن بزرگ شوند، بياييد. جايي بسازيم که در آن کودکان توسط همان کساني که قرار است حامي آنها باشند، کتک نخورند يا مورد بيمهري واقع نشوند، جايي که کودکان را در تصميمگيريهايي که در زندگيشان تاثير ميگذارد، مشارکت ميدهند و نظرشان را ميپرسند، بياييد جايي بسازيم که همه کودکان چه آنها که در شرايطي مرفه و چه آنها که در شرايطي غيربرخوردار زندگي ميکنند، به يک اندازه و به طور برابر به آموزش و مدرسه دسترسي داشته باشند، جايي که کودکان به دانش و مهارتهاي لازم زندگي براي مراقبت در برابر رفتارهاي پرخطر دسترسي داشته باشند. چنين جايي دور از دسترس نيست، اگر و تنها اگر تکتک ما به مسووليت خود در قبال کودکان سرزمينمان متعهد بمانيم و گامي هر چند کوچک برداريم تا با احقاق حقوق کودکان، آنها را به دستيابي به آرزوهايشان نزديکتر کنيم. بياييد امسال آماده شويم تا اين شهر آرزوهايي را که براي کودکان ترسيم کردهايم، به واقعيت تبديل کنيم و البته فراموش نکنيم که در کنار آنها از تکتک لحظات تعطيلات سال نو لذت ببريم.»
مهتاب کرامتي، سفير حسننيت يونيسف ايران
منبع: نشریه سلامت
یکشنبه یکم اسفند 1389
دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن برای مهتاب کرامتی
مهتاب کرامتی در بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر سال ۱۳۸۹ برای بازی در فیلم سینمائی "آلزایمر " موفق به دریافت دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن شد.

فهرست زنان بازیگر برگزیده بخش مسابقه سينماي ايران به شرح زير است:
بهترين بازيگر زن: ويشكا آسايش "ورود آقايان ممنوع "
ديپلم افتخار: مهتاب كرامتي "آلزايمر "
ديگر نامزدها: ليلا حاتمي "جدايي نادر از سيمين "، لادن مستوفي "گلچهره "، غزل شاكري "آينههاي روبرو "، هانيه توسلي "ندارها "، فاطمه معتمدآريا "اينجا بدون من "
بهترين بازيگر مكمل زن: مهناز افشار "سعادت آباد "
ديپلم افتخار: ساره بيات "جدايي نادر از سيمين "
ديگر نامزدها: ريما رامينفر "يه حبه قند "، شايسته ايراني "آينههاي روبرو "، آنا نعمتي "برف روي شيرواني داغ "، فريده سپاه منصور "آسمان محبوب "، سارينا فرهادي "جدايي نادر از سيمين " .
شنبه بیست و چهارم مهر 1389
در کارگاه تارخ
مهتاب کرامتی کارگاه بازیگری برگزار کرد

مهتاب کرامتی بازیگر سینمای ایران در کارگاه بازیگری امین تارخ در دو جلسه تجربیات خود را بیان کرد. این دانش آموخته کارگاه آزاد بازیگری امین تارخ برای هنرجویان طی دو جلسه در روزهای 17 و 19 مهرماه کلاس بازیگری برگزار کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر در این کارگاه هر ترم ،جلساتی بین هنرجویان با بازیگران سینمایی که کلاس های تارخ را گذرانده اند و وارد این حرفه شده اند برگزار می شود. مهتاب کرامتی در دو جلسه خود درباره آشنایی خود با کلاسهای بازیگری تارخ و تجربیاتش طی این سالها با هنرجویان گفتگو کرده وبه تاثیر آموزش بازیگری پرداخت.
مهتاب کرامتی به تازگی بازی در فیلم "نسیان" احمدرضا معتمدی را به پایان رسانده است. وی همچنین در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم "بیست"عبدالرضا کاهانی جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را دریافت کرد. این بازیگر فیلم های "آدمکش"، "چیزهایی هست که نمی دانی" و "شبانه روز" را در نوبت اکران دارد.
چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389
قصه آسیه " نسیان " در روایت مهتاب کرامتی
فيلمبرداري فيلم سينمايي "آلزايمر" (نسیان) به كارگرداني احمدرضا معتمدي در آخرين روزهاي مهر امسال به کار خود پایان داد. مهتاب کرامتی ، آتیلا پسیانی، مهدی هاشمی و مهران احمدی از بازیگران این فیلم سینمائی هستند.
مهتاب کرامتی در باره نقش خود گفت: من در این فیلم نقش آسیه زنی تنها و کاملا جدا از جامعه را بازی میکنم که هیچ کس او را باور ندارد و درک نمیکند. او با وجود شرایطی که دارد از جامعه طرد شده است. آسیه در انزوا و در یک آسایشگاه روانی زندگی میکند. به طوری که حتی دختر، برادر و نزدیکانش او را باور ندارند. به نوعی آسیه نماینده باور و اعتقاد است. او در برابر عقل و منطق جمعی میایستد و باور وی همه را به زانو در آورده است.نزدیکان آسیه باور دارند که همسر وی در یک تصادف فوت کرده ولی وی اینگونه فکر نمیکند. این شخصیت زنی محکم با باورها و اعتقادات قلبیخاص خوداست. ولی هیچ کس به باور وی اعتقاد ندارد. او در برابر تمام اتفاقات محکم ایستاده است.

سه شنبه یکم تیر 1389
تازه های مهتاب
سمیرا علایی مدیر برنامه مهتاب کرامتی اعلام کرد: مهتاب کرامتی فیلم های آدمکش" رضا کریمی، "چیزیهایی هست که نمیدانی" فردین صاحب الزمانی و "شبانه روز" امید بنکدار و کیوان علیمحمدی را در نوبت اکران دارد. ضمن اينكه فیلم صاحب الزمانی به زودی در جشنواره کارلوویواری به نمایش در میآید.
وی افزود: مهتاب کرامتی برای بازی در فیلم سینمایی "578 روز انتظار" به کارگردانی احمد عبداللهیان تاکنون مذاکرهای نداشته است. همچنین خانم کرامتی هم اکنون در سفر هستند و به زودی برمیگردند.
شنبه بیست و دوم اسفند 1388
تازه ترین گفت و گو با مهتاب کرامتی
چیزهایی هست که نمی دانی !

۰ نکته ای که همیشه آن را دنبال می کنم، کار کردن با کارگردانانی است که فیلم اولی هستند.
۰ «چیزهایی هست که نمی دانی» فیلم متفاوتی است که به دلیل مسائل فنی امسال در جشنواره به نمایش درنیامد و قطعاً منتقدان زیادی منتظر دیدن این اثر هستند.
۰ احساس می کنم در حال حاضر زمان خوبی است که دوباره به صحنه تئاتر بازگردم.
۰ عمر بازیگری خصوصاً برای خانم ها محدود است و بازیگری اتفاقی است که هیچ وقت نمی توان آن را ترک کرد زیرا همیشه ذهن شما را به خود درگیر می کند و نبودن آن حفره بزرگی در زندگی به وجود می آورد.
۰ حداقل سالی دو بار به پروژه های یونیسف در استان ها سر می زنم و در تمام برنامه های یونیسف حضور دارم. ارتباط با رسانه های جمعی و مطبوعات هم یکی از مهم ترین وظیفه های من است.
۰ یک نسخه فارسی از فیلمی به مناسبت بیستمین سالگرد تصویب پیمان نامه حقوق کودک در دست تولید است که من به همراه بچه های کار، بچه های معلول و دختران و پسران نوجوان درباره حقوق کودک صحبت می کنم و ظرف 40 روز آینده این نسخه هم در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
دوشنبه چهارم آبان 1388
از دوران کودکی تا سفرهای یونیسفی مهتاب کرامتی در یک گفت و گوی خواندنی
زماني كه قرار شد گفتوگوي اختصاصي با مهتاب كرامتي داشته باشیم، او در يكي از سفرهاي كاري يونيسفي خود به چند نقطه ايران بود. به همين دليل در كنار صحبت در باره همكاري او با يونيسف، در باره اين سفر هم حرف زدهايم. مثل تمام گفتوگوهاي ويژه قبلي دوچرخه با هنرمندان، محور اصلي صحبت با كرامتي هم دوران كودكي و نوجواني او و علاقههاي هنرياش در اين دوران است. ولي مگر ميشود با مهتاب كرامتي گفتوگو كرد و حرفي از سازمان يونيسف و همكاري او با اين سازمان مطرح نشود.
* بازيگري روياي نوجوانيتان بود؟
بله. از دوران كودكي اين علاقه در من بود و هيچوقت آن روزها را فراموش نمي كنم. تماشاگران نمايشهاي آن دوران من و خواهرانم، اعضاي خانواده بودند. آنها را مجبور ميكرديم بنشينند و نمايشهاي ما را تماشا كنند. من و خواهر بزرگ ترم يك تخت دو طبقه داشتيم و وقت هاي زيادي را با يكديگر سر ميكرديم. او هميشه به عنوان سرگروه عمل ميكرد. كتابهايي را كه دوست داشتيم و قبل از اين خوانده بوديم، تمرين ميكرديم و علاقهمند بوديم آنها را اجرا كنيم. هرچهقدر كه اين نمايشها كودكانه بود،ولي برايمان اهميت زيادي نداشت. اين نمايشها كه بيشتر شبيه يك بازي بود، برايم به صورت يك خاطره خوش باقي مانده است. با پارچههاي مختلف براي خودمان لباس درست ميكرديم و هنگام نمايش آنها را مي پوشيديم. اين علاقه هميشه در من وجود داشت و يكي از بازيهاي دوران كودكي و نوجواني من با بزرگ ترها همين بود. در مدرسه هم هميشه كار تئاتر را دنبال ميكردم و از همان زمان دوست داشتم كه حرفه بازيگري را ادامه دهم. ولي خب، رشته تحصيليام نه بازيگري كه ميكروبيولوژي است. خانوادهام به تحصيل در زمينه علم خيلي اهميت ميدادند. دو خواهر دارم و خواهر بزرگ ترم دكتر داروساز است. مادرم از زماني كه يادم ميآيد درس ميخواند و يادم ميآيد، كه ما همه با هم دانشجو بوديم. مادرم مهندس صنايع غذايي و استاد دانشگاه است. خواهر كوچك ترم هم كه دارد تحصيل ميكند.
بعد از تمام شدن تحصيل دانشگاهيام، سعي كردم كلاسهاي بازيگري را شروع كنم و از اين طريق وارد فعاليتهاي هنري بشوم.
* يعني اول درس هاي دانشگاه را خوانديد و بعد گفتيد حالا وقتش رسيده كه بروم سراغ سينما و بازيگري؟
همين الان هم به نوجوانان و جوانان علاقهمند پيشنهاد ميكنم فكر نكنند بعد از اين كه ديپلم را گرفتند، بهترين كار اين است كه جذب بازار كار سينما شوند. به نظر من آنها بايد يك كار ديگر در كنار كار سينما داشته باشند. حداقل اين كه امرار معاش آنها از طريق كار ديگري باشد تا بتوانند به اين حرفه به صورت ديگري نگاه كنند و نه فقط به عنوان حرفهاي براي پول در آوردن.
* كارگرداني نمايشهاي دوران كودكي و نوجواني با شما بود يا خواهرتان؟
او هميشه ليدر(هدايت كننده) بود. ولي كار خيلي جالبي كه ميكرديم اين بود كه هر بار شخصيتهاي نمايشها را جابه جا ميكرديم. يعني هر بار كه نمايشي را دوبار اجرا ميكرديم، جاي شخصيتها را با هم عوض كرده و هر دوي ما هر دو نقش را بازي ميكرديم. اين كار تجربه خيلي لذتبخش و خوبي بود.
* به اين ترتيب، كتاب هم زياد ميخوانديد تا بتوانيد نمايشهاي بيشتري اجرا كنيد.
بينهايت. همين الان هم خيلي كتاب ميخوانم. من با خانواده زندگي ميكنم و خيلي وقتها مادرم ميگويد «خدا نكنه كتاب به دستت بگيري.» تا كتاب را تمام نكنم، آن را به زمين نميگذارم. داستانهاي مصور را خيلي دوست داشتم.اين كتابها، داستانهاي سينمايي خيلي خوبي دارند و ميتوان براساس آنها، فيلمهاي جذابي براي بچهها ساخت. حتي همين الان هر چند وقت يك بار كه حالم كمي بد ميشود، به سراغ اين كتابها ميروم. خواندن آنها انرژي تازهاي به من ميدهد.
* هنوز هم كتابهاي دوران كودكي و نوجوانيتان را داريد؟
بله. آنها بخش مهمي از خاطرات آن دوران هستند. خود آن دوران تمام شده، ولي يادگارهاي آن مرا به آن روزها ميبرد.
* حالا كه به دوران نوجوانيتان فكر ميكنيد، احساس رضايت ميكنيد؟
ميخواهم دوباره به كمي قبل از آن، يعني كودكي برگردم. از همان زمان بچه خيلي شيطاني بودم.
* يعني ديوار راست را ميگرفتيد و بالا ميرفتيد؟!
بله، دقيقاً همينطور است. ما سه خواهر بوديم و همه چيز را روي سرمان ميگذاشتيم. حتي بعضي وقتها ندانمكاريهاي خطرناكي ميكرديم ، مثلاً در آشپزخانه چيزي را به آتش ميكشيديم و البته بعد هم سروكارمان با تنبيه بود. بدترين تنبيه اين بود كه حق تماشاي برنامههاي كودك را نداشتيم. ولي كتاب خواندن به من آرامش خاصي ميداد و آرامم ميكرد. مطالعه ذهنم را كاملاً درگير ميكرد و اگر كسي با من صحبت ميكرد، نميشنيدم. يك جورهايي در مطالعه غرق ميشدم. اولين رماني كه به پيشنهاد مادرم خواندم «بابا لنگدراز» بود. الان كارتون آن را تلويزيون نشان ميدهد و بچهها هم خيلي دوستش دارند.
* پس در حقيقت مادرتان براي اين كه جلوي شيطنتهاي شما را بگيرد، كتاب به شما داد و كتابخوانتان كرد؟
دقيقاً. اين مسئله علاقه مرا به مطالعه سازمان داد. بزرگ ترين سرگرمي من بعد از فيلم ، كتاب خواندن است. كتاب چيزي است كه هميشه در دسترس است و به همين دليل، زمان بيشتري از اوقات فراغت مرا ميگيرد.
* زمان اجراي آن نمايشهاي بچگانه، هيچ وقت فكر ميكرديد روزي بازيگر سينما شويد و در مقابل دوربين نقش بازي كنيد؟
هيچ وقت و به هيچ عنوان. حتي زماني كه درسم تمام شد، هنوز به اين مسئله فكر نميكردم. يادم ميآيد در صف نمايش «عشق آباد»، حبيب رضايي را كه از دوستان خانوادگيمان بود، ديدم و پرسيدم چهكار ميكني؟ او گفت در حال كار بر روي مجموعه «خانه سبز» است. كنجكاو شدم و پرسيدم از چه طريقي كار هنري را شروع كرده است. من هم به بازيگري علاقهمند بودم و ميخواستم وارد اين حرفه شوم. ولي ميخواستم اين كار به صورت آكادميك باشد. تا قبل از آن چند بار هم به صورتهاي مختلف دعوت به بازي در فيلم شده بودم. ولي فكر ميكردم اين نوع ورود، نميتواند ورود خوب و درستي باشد. او به من كلاسهاي آزاد بازيگري آقاي تارخ را پيشنهاد كرد. در دوره دوم اين كلاس ثبتنام كردم. حتي آن زمان هم فكر ميكردم فقط به اين كلاسها ميروم و چيزي ياد ميگيرم. تصورش را هم نميكردم كه اين كار به بازيگر شدنم منتهي ميشود.
* پس از ظاهر شدن در جلوي دوربين، سينما را چهطور ديديد؟ شبيه همان چيزي بود كه قبل از آن تصورش را ميكرديد؟
شايد آشنايي من با بازيگري، بيشتر يك آشنايي تئاتري بود و قطعاً آن ميتوانست برايم خيلي ملموستر باشد. سينما در همان كار اول، كار خيلي سنگيني بود و همان اول تمام سختيهاي كار را به من نشان داد. فهميدم كه به هيچ وجه اين حرفه، با خوشي و تفريح همراه نيست، ابداً! سختي كار خيلي بيشتر و فراتر از آن چيزي است كه ما و يا نوجوانان فكر ميكنيم.
* به عنوان يك بازيگر چهطور با اين سختيها كنار آمديد؟
دلم ميخواهد كه به اين موضوع اشاره كنم ، هر روز كه ميگذرد شرايط تغيير ميكند. قطعاً شرايط نوجوان و جوان امروزي با شرايطي كه من داشتم (و شايد مربوط به يك زمان خيلي دور هم نباشد) متفاوت است. اين روزها ديد خانوادهها متفاوت شده است. در حال حاضر، خانوادههاي ما پذيرفتهاند كه سينماي ما مسير متفاوت و خوبي را طي ميكند. شايد آن روزها ما بايد به خانوادههايمان پاسخ داده و يا آنها را قانع ميكرديم كه بايد به كلاسهاي بازيگري برويم. ولي حالا ميبينم كه پدر و مادرها، فرزندان خود را پس از آن كه ديپلم گرفتند، به كلاسهاي بازيگري ميفرستند تا بيكار نباشند. اين كار خوبي است، ولي اين احتمال وجود دارد كه اين جواني كه به اين كلاسها ميرود، واقعاً علاقهاي به بازيگري نداشته باشد. براي ورود به اين كلاسها، واقعاً بايد عشق و علاقه داشت. كسي كه به اين كار علاقه دارد، وقت زيادي بايد براي آن بگذارد و اين مسئله بايد خودش را به شكل آشكاري نشان دهد. وقتي هدف آدم ايدهآل باشد، سختيهاي كار را هم تحمل ميكند.
* پس سختيهاي كار را از همان ابتدا پذيرفتيد؟
الگوهاي خيلي خوبي براي كار داشتم و خوشبختانه در شروع كارم با آقاي پرويز پرستويي كار كردم. او الگوي خيلي خوبي براي من بود، زيرا در كنار اخلاق حرفهاي، صبر و تحمل فوقالعادهاي دارد. يكي از مهمترين درسهاي بازيگري اين است كه هميشه سر وقت در محل فيلمبرداري حاضر باشي. بعضيها فكر ميكنند بازيگران تنبل هستند و دير از خواب بلند ميشوند. من اين را در بازيگران خوب كشورمان نميبينم. جوانها و نوجوانها اگر ميخواهند اين كار را شروع كنند، خيلي خوب است كه نكتههاي مثبت را بگيرند و پرورش دهند. آنها بايد بدانند كه به هرحال به عنوان يك الگو، بايد بهتر عمل كنند. ما بازيگران كمتر حق اشتباه داريم، زيرا ديده ميشويم. براي مثال مردم دوست ندارند ما در كوچه و خيابان قانون راهنمايي و رانندگي را جدي نگيريم، يا در كل به قانون احترام نگذاريم. شايد اگر كسي مرا نميشناخت، ميتوانستم راحتتر رانندگي و يا حتي زندگي كنم. اما الان چون ديده ميشوم، بايد مراقب كارهايم باشم، زيرا نوع رفتار و عمل من ميتواند يك الگوي خوب يا بد به آنها بدهد.
* با توجه به آنچه كه گفتيد،شما هم براي بازيگر شدن مجبور بوديد خانواده را قانع كنيد؟
بله، قطعاً. آنها راضي نبودند من وارد اين حرفه شوم. البته به آنها حق ميدهم. ذهنيتي كه آنها از سينما و بازيگري داشتند، سينماي قبل از انقلاب بود كه برايشان خيلي جذاب نبود. من به خانوادهام گفتم ميتوانم در اين حرفه كار كرده و ثابت كنم كه ميشود بسيار مثبت و سالم زندگي كرد و جلو رفت. حالا هم خيلي خوشحالم كه پدر و مادر و خانوادهام به دليل حرفهاي كه دارم، به من افتخار ميكنند.
* در دوازده سالي كه فعاليت حرفهاي بازيگري داشتهايد، شما را هيچوقت در فيلمي كه براي بچهها ساخته ميشود، نديدهايم. چرا؟ پيشنهادي نداشتهايد؟
سال قبل يكي از مهمانان جشنواره فيلم كودك و نوجوان همدان بودم. وقتي به جشنواره دعوت شدم، با حسرت پرسيدم مگر ما فيلم كودك و نوجوان هم داريم؟ تعداد فيلمهايي كه براي بچهها ساخته ميشود، با گذشت زمان آنقدر كم شده كه حالا ديگر اصلاً اين فيلمها به چشم نميآيد. در صورتي كه سينماي ما واقعاً توانايي توليد اين گونه فيلمها را دارد. كشور ما جمعيت جوان و نوجوان خيلي زيادي دارد. اگر كارگردانان ما حمايت شوند، مطمئن هستم كه به سراغ ساخت فيلم كودك و نوجوان ميروند. ما فيلمسازان خيلي خوبي داريم كه اين روزها ديگر براي بچهها فيلم نميسازند، مثل آقاي كيومرث پوراحمد. در عين حال، اين بدشانسي را داشتهام كه هيچ وقت بازي در يكي از فيلمهاي كودك و نوجوان به من پيشنهاد نشده است. خيلي دوست دارم اين اتفاق بيفتد و بازيگر يكي از اين فيلمها باشم. تجربه بازي در چنين فيلمي برايم جذاب است.
* در كنار فعاليتهاي بازيگري، با سازمان يونيسف هم همكاري داريد. براي خوانندگان دوچرخه ميگوييد وظيفه اين سازمان چيست و شما چهكار ميكنيد؟
يونيسف، صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل است. در واقع يكي از شاخههاي سازمان ملل است، اما تمام فعاليت آن مربوط به كودكان و نوجوانان است. ما وقتي در باره كودك و نوجوان صحبت ميكنيم، حداكثر سن را هيجده سال در نظر می گیریم.
* چه طرحهایی برای کودکان در یونیسف دارید؟
خب، يونيسف طرح هاي مختلفي دارد و تمام تلاش خود را ميكند تا در زمينه آموزش كودكان و نوجوانان و تمام نهادهايي كه در ارتباط با كودكان و نوجوانان هستند، كار و فعاليت كند. اين طرحها شامل سلامت بچهها، حقوق، تغذيه، آموزش و پرورش آنها و همچنين توانمندي مادران ميشود. يكي از اين طرحها كاري است كه يونيسف پيشگام آن بوده و الان به عنوان يك همراه با دولت ايران فعاليت ميكند. ذكر اين نكته لازم است كه تمام طرح هاي يونيسف يك پشتيبان دولتي دارد.
* نوجوانان چگونه ميتوانند با يونيسف همكاري كنند؟
در اين زمينه در حال تدارك برنامهاي هستيم كه بچهها در آن مشاركت بيشتري داشته باشند. خيليها فكر ميكنند چون يونيسف يك سازمان بينالمللي است، داخل شدن به آن خيلي سخت است. ولي اصلاً اينطور نيست. همه ما آشناييمان با يونيسف از طريق كارتهاي تبريكي است كه در كتابفروشيها به فروش ميرود. خريد اين كارتها يكي از بهترين راههاي كمك و همكاري بچهها و بزرگترها به يونيسف است. خريد محصولات يونيسف كه همه جا در دسترس است، يك همكاري خوب با اين سازمان است. بچهها اگر ميخواهند براي تولد دوستان و آشنايان خود كادويي بخرند، ميتوانند محصولات يونيسف را انتخاب كنند، آنها بايد بدانند با اين خريد، به بچههاي سرزمين خودشان كمك ميكنند. آنها فكر نكنند يونيسف ايران براي بچههاي سرزمينهاي ديگر كار و فعاليت ميكند. يونيسف ايران براي بچههاي ايران كار ميكند و بچههاي مناطق محروم (12 شهرستان در سه استان هرمزگان، سيستان و بلوچستان و آذربايجان غربي) از آن جمله اند. يونيسف طرحهاي مختلفي هم با ديگر سازمانهاي غيردولتي دارد.
* همكاري ديگري از طرف نوجوانان پيشبيني شده است؟
داريم طرحي را شروع ميكنيم كه اميدواريم به نتيجه برسد. بسياري از نوجوانان و جوانان وقتي مرا ميبينند، همين سؤال شما را تكرار ميكنند و ميپرسند ما چهطور ميتوانيم همكاري نزديكتر و بيشتري با يونيسف داشته باشيم؟ فكر ميكنم با افتتاح باشگاه دوستان يونيسف، اين مسئله تا حد زيادي حل شود. با افتتاح اين باشگاه، هم بچهها و هم ديگر علاقهمندان ميتوانند از برنامههاي يونيسف باخبر شوند و در كارهاي آن مشاركت و همكاري داشته باشند. با اين كار، ارتباط بچهها و عموم مردم با يونيسف، خيلي بيشتر و نزديكتر ميشود.

* اخيراً سفرهاي زيادي داشتهايد. اين سفرها به چه منظوري بوده است؟
در درون يونيسف چند طرح مختلف وجود دارد كه بيشترمربوط به منطقه هاي محروم كشور است. يونيسف براي رسيدگي به نوع انجام كار، بايد بازديدهايي از اين منطقهها داشته باشد. اين بازديدها براي اين است كه ببينيم چه كارهايي صورت گرفته و چه كارهاي ديگري لازم است تا صورت گيرد. من هم ترجيح ميدهم به عنوان يك همراه در كنار آنها باشم و دوستان يونيسف هم از اين موضوع استقبال كرده اند. ما در كنار هم سعي ميكنيم بازتاب اين سفرها را بيشتر نشان دهيم تا اين سؤال هم براي نوجوانان و هم براي بزرگ ترها مطرح شود كه يونيسف در ايران چه كارهايي ميكند و چه اتفاقهايي را به وجود ميآورد؟ سفر قبلي ما به اروميه بود و از چند شهرستان اطراف آن هم بازديد كرديم. اين سفر به خاطر طرح مكملي بود كه در زمينه تغذيه، سلامت و رشد كودك و ثبت تولد اتفاق ميافتاد. معمولاً در منطقههاي محروم، آموزش كودكان پيش از ورود به دبستان وجود ندارد. اين طرح در خدمت اين هدف است كه اين مشكل را حل كند. اين كار با راهاندازي طرح «روستا- مهدها»، جنبه عملي به خودش گرفته است. در اين محل، كودكان، آموزشهاي پيش دبستاني را ميبينند، اين كار با راهاندازي 42 مركز شروع شد و با همكاري دولت اين حركت ادامه پيدا كرد. خوشحالم اعلام كنم كه در حال حاضر اين تعداد در كل كشور به پنج هزار تا رسيده است. ولي با توجه به تعداد هفتاد هزار روستايي كه داريم، تعداد اين «روستا- مهدها» بايد بيشتر و بيشتر شود. در جريان اين سفرها به اين «روستا- مهدها» سر زديم و از نزديك ديديم كه آنها چگونه كار ميكنند و بچهها چه وضعيتي دارند. بخش مهمي از كار بچهها در اين مركزها بازي كردن است كه به كمك آن، خيلي چيزها را ياد ميگيرند. يك وعده غذاي گرم هم به آنها داده ميشود، تا فقر غذايي را كه بچههاي اين منطقه ها با آن درگير هستند، كم كند.

* در كنار بازيهاي بچهها، شما براي آنها نقش هم بازي ميكنيد؟ مثلاً يك تئاتر كوتاه؟ يا اين كه بيشتر به وظيفه يونيسفيتان ميرسيد؟
ميشود گفت هم نماينده يونيسف هستم و برايشان بازي هم ميكنم، اين دو را نميشود از هم جدا كرد. در سطح عمومي، هر كس مرا ميبيند، نام يونيسف به ذهنش ميرسد و هر كس نام يونيسف را ميشنود، به ياد من ميافتد.
* جوري صحبت مي كنيد كه انگار خيلي راضي هستيد و اين نوع فعاليت را دوست داريد؟
خيلي زياد. امكان ندارد در محلي باشيد كه بچهها در آنجا حضور داشته باشند و شما خوشحال نشويد و از آنها انرژي نگيريد. آنها به ما خيلي چيزها ياد ميدهند. با آن كه اين سفرها، سفرهاي سختي بودند، ولي شادي و اميد آنها هم به من چيزهاي زيادي ياد ميدهد و مرا در كاري كه انجام ميدهم قويتر و ثابتقدمتر ميكند.
* اين سفرها، لطمهاي به كار و فعاليت بازيگريتان نميزند؟
به همان صحبت اول گفتوگو برميگردم كه به نوجوانان و جوانان گفتم در كنار حرفه بازيگري، كار ديگري هم داشته باشند. از روزي كه كار بازيگري را شروع كردم، هيچ حسابي روي درآمد آن باز نكردم. در كنار آن كار ديگري داشتم. من در يونيسف فعاليت ميكنم و يك توليدي لباس هم دارم. بازيگري برايم يك عشق است و حتماً هدف اول و اصلي را تشكيل ميدهد. اما اگر يك برنامهريزي درست داشته باشيم، ميتوانيم به همه كارهاي خود برسيم. اين يكي از چيزهايي است كه در طول اين سالها ياد گرفتهام. در حال حاضر هم به فعاليت يونيسف ميرسم و سفرهايم را ميروم و هم در فيلمهاي جديد بازي ميكنم. براي مثال، با وجود اين همه برنامه، من سال قبل در چهار فيلم سينمايي بازي كردم.
* با وجود توليدي لباس، خياطي هم ميكنيد؟
در حد كم بله. ولي وقتي قرار باشد كار گسترش داشته باشد، خير. خوشبختانه به دليل حرفه بازيگري، من مجبورم براي هر فيلم تازهاي يك چيزهايي را (حتي در حد ابتدايي) ياد بگيرم. براي مثال من ورزش تاي چي را براي يك فيلم ياد گرفتم و به كلاس شمشيربازي و ژيمناستيك رفتم تا در يك نمايش، بتوانم نقشم را بهتر بازي كنم.
* شما سال قبل جايزه بهترين بازيگر نقش مكمل را براي «بيست» گرفتيد. جايزه و تشويق چه تأثيري در كار شما دارد؟
اصلاً فرق نميكند شما چه سني داريد و در چه موقعيت و جايگاه و حرفهاي هستيد.چه نوجوان باشيد و چه بزرگسال، جايزه هميشه بهترين مشوق است و من هم قطعاً خيلي از آن خوشم ميآيد. در عين حال با تشويق و جايزه دادن، وظيفه يك بازيگر سختتر ميشود. كسي كه جايزه ميگيرد در ادامه مسير خود، كمتر بايد خطا كند.
گفت و گو:کیکاووس زیاری / منبع : روزنامه همشهری - ضمیمه دوچرخه
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388
دوست ندارم تکراری شوم !
ديگر بايد عادت کنيم که هر بار با نام «مهتاب کرامتي» روبهرو ميشويم منتظر غافلگيري هم باشيم. چه آن وقتي که پاي تماشاي فيلمي مثل« زنها فرشتهاند» مينشينيم و چه زماني که او را در قالب زن جنوبي در سريال «خاک سرخ» ميبينيم.
او طي يک سال در ۶ نقش متفاوت ظاهر شد. کافي است نام فيلمهاي او را مرور کنيم: «زنها فرشتهاند»، «آتش سبز»، «دوزخ، برزخ، بهشت»، «ترديد»، «بيست» و «شبانهروز». در هر کدام از اين نقشها هم او تمام خاطرات قبلي از بازياش را از ذهن تماشاگر خارج ميکند و شخصيت تازهاي در برابرش قرار ميدهد. همين بازيگوشي و علاقه به حضور در نقشهاي متفاوت است که باعث ميشود در فيلم «بيست» حتي ظاهرش هم به کلي تغيير کند...
اینجا بخوانیم.
پنجشنبه ششم فروردین 1388
تولد بهار رابه روى دست هاى جنگل بزرگ ديده ام
ز سينه ريز رنگ رنگ تپه ها
شكوفه هاى نوبرانه چيده ام
كنون برابر تو ايستاده ام
يگانه بانو
كه مژده آرمت
بهار زير و رو كننده رسید
نگاه كن ببين!
شنبه سوم اسفند 1387
تبريك يونيسف يي به سفير صلح
نماينده يونيسف (صندوق كودكان سازمان ملل متحد) در ايران، صميمانه به خانم مهتاب كرامتي،سفير صلح و حسن نيت دفتر يونيسف در ايران براي دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش مكمل زن در بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر تبريك گفت.
كريستين سالازار فولكمن گفت:"جشنواره فيلم فجر مهم ترين رخداد سينمايي كشور ايران براي كارگردانان،بازيگران و تمامي دست اندركاران سينما است و ما بسيار خوشحاليم كه خانم مهتاب كرامتي جايزه يكي از معتبرترين جشنواره هاي سينمايي ايران شده است."
وي افزود:"ما به وي براي دريافت اين جايزه افتخار مي كنيم و اميدواريم كه اين موفقيت،پشتوانه همكاري بيشتر يونيسف ايران و مهتاب كرامتي براي ترويج حقوق كودك در ايران باشد."
گفتني است مهتاب كرامتي كه در حوزه امور اجتماعي خصوصا در زمينه حقوق كودك بسيار فعال است، قريب به سه سال است كه سفير صلح و حسن نيت يونيسف ايران است.
چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387
مهتاب كرامتي بهترين بازيگر زن نقش مكمل بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر شد
مهتاب کرامتی در مراسم پایانی بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر که شب گذشته بیست و دوم بهمن ماه برگزار شد برای ایفای نقش در فیلم سینمایی " بیست " صاحب سیمرغ بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد.
گفتنی است لیلا حاتمی نيز برای بازی در فیلم سینمایی " بی پولی " موفق به دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره بین المللی فیلم فجر شد.به مهتاب کرامتی نازنین و همچنین لیلا حاتمی عزیز ، بانو اول های سینمای فجر ۸۷ ايران تبریک می گویم.

دوشنبه چهاردهم بهمن 1387
بيست ِ مهتاب کرامتی در فجر
نشست عوامل فیلم سینمایی"بیست" به تهیه کنندگی پوران درخشنده و بازیگری های متفاوت مهتاب کرامتی و پرویز پرستوئی و فرشته صدر عرفایی در دومین روز از جشنواره فیلم فجر و پس از نمایش در سینما فلسطین برگزار شد.
مهتاب كرامتي كه با گريم متفاوتش در نقش كارگر يك رستوران در اين پروژه بازي داشت در خصوص همكاري با كاهاني کارگردان اثر گفت: دو سال پيش در جريان ساخت اين فيلم قرار گرفتم و با ايشان در مورد ساخت اين فيلم صحبت كرديم كه آن زمان هرگز فكر نمي كردم در اين فيلمامه نقشي هم براي من وجود داشته باشد.
بازیگر نقش فیروزه در فیلم سینمایی "بیست" با اظهار اميدواري از مثبت بودن نتيجه اين بازي يادآوري كرد: انسان هاي مستاصل بسياري در جامعه ما ديده مي شوند که فیروزه یکی از آنهاست.امیدوارم نتیجه مثبت حاصل شده باشد و فیروزه را باور کرده باشیم.
وي گفت: به خاطر شغل دوم خود در يونيسف با اين آدمها زياد برخورد كرده ام.
قصه این فیلم در یک يك تالار پذيرايي می گذرد كه تعدادي كارگر در آن مشغول به كارند و وابستگي عاطفي و كاري به تالار دارند. تالار قرار است ۲۰ روز ديگر تعطيل شود و آنها در روزهاي باقيمانده بايد تلاش كنند اين اتفاق نيفتد...
یکشنبه ششم بهمن 1387
اگر جای لیلا بودم...!
گفت و گوی وب سایت سینمای ما را با مهتاب کرامتی را اینجا بخوانیم.

پنجشنبه سوم بهمن 1387
خداحافظ مادر بزرگ
پنجشنبه سوم بهمن 1387
آتش سبز مهتاب و افسانه ی ناردانه !
ناردانه
نقش او را مهتاب كرامتي اجرا مي كند
ناردانه كسيت؟
مي توان سوال كرد زن ايراني كيست؟زني كه محكوم به سرنوشتي است كه از پيش براي او تعيين مي كنند.محكوم به زن شدن،محكوم به در انتظار شوهر بودن،محكوم به بالغ كردن زنان و مردان بعد،محكوم به رنج كشيدن،محكوم به فهميده نشدن...
جمعه سیزدهم دی 1387
سفیر صلح یونیسف :كودكان غزه براي مرگ به دنيا نيامدهاند!
کودکان غزه این روزها تلخترین روزهای جهان را تجربه میکنند. خبرها آن قدر تکاندهنده است که کار از تأسف گذشته. تا امروز، بیش از سی کودک در آغوش مادرانشان به خواب رفته و چشم نگشوده به خواب دیگری رفتهاند. نزدیک به دویست کودک در میان دود و آتش بدون دارو و غذا روی تختهای بیمارستان در برابر چشم مادرانشان درد میکشند و خاموشند.
در شهری که مرگ در همه جایش حراج است، کودکان اولین قربانیان خشونتی هستند که در طلیعه هزاره سوم، و در آغاز سال جدید میلادی،جز شرم برای انسان یادگاری ندارد. بمب و خمپاره و موشک و ترکش، تنها هدیه تمدن امروز ما برای کودکان غزه است.
بایسته خشم است و موجب نفرین است جنایت مرگ آفرینان و شایسته محبتند، کودکان غزه. دستهای خاکی و چشمهای تر و صورتهای مضطربشان را دریابیم، پیش از آن که در خاک خونین شهرشان به خواب روند. مگر شفقت انسانی مرهمی بر زخم غزه باشد که این جراحت تا همیشه روح انسان را پژمرده خواهد کرد.
دوشنبه سیزدهم آبان 1387
مهتاب در تردید است!
"مهتاب کرامتی" بازیگر سینما و نماینده حسن نيت یونیسف در ایران در گفت و گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در توضیح این مطلب اظهار داشت: فيلم "ترديد" دومین اثر اقتباسي بعد از فيلم "آتش سبز" است، كه در آن به ايفاي نقش پرداخته ام.
وي افزود: فيلمبرداري اين فيلم به كارگرداني "واروژ كريم مسيحي" در تهران ادامه دارد و طبق برنامه ریزی ها فیلمبرداری آن تا اواخر آبان ماه به پایان می رسد.
اين بازيگر سينما تصريح كرد: "تردید" اقتباسی جدید از نمایشنامه "هملت" است و داستان فیلم درباره جوانی است که پدرش بر اثر حادثه اي می میرد و عموی خانواده همه کاره امور فامیلی می شود.
مهتاب كرامتي با اشاره به لزوم توليد آثاري تصويري از زندگي مفاخر علمي و ادبي كشور، گفت: اين وظيفه خود ماست تا با نمايش واقعي فرهنگ ايراني و توليد آثار فرهنگي گام مثبتي در راه شناخت ادبيات ايران به سراسر دنيا برداريم.
سفير حسن نيت يونيسف در ايران افزود: اگر ما نسبت به فرهنگ و پيشينه خودمان غافل نباشيم و فرهنگ ايراني را با توليد آثار متعدد نشان دهيم، هيچ اثري نمي تواند بر واقعيات اين فرهنگ خدشه وارد كند.
از آثار اين بازيگر سينما مي توان به فيلم هاي «پاداش سكوت» و «رستگاري در هشت و بيست دقيقه»، «آتش سبز» و سريال «خاك سرخ» اشاره كرد.
سه شنبه نهم مهر 1387
من از دنیای بی کودک می ترسم!! یادداشت مهر ماه سفیر حسن نیت یونیسف

اين روزها شور و شوق کودکانه براي مادرها و پدرها و براي بچههايي که ميخواهند اولين سال ورود به مدرسه را جشن بگيرند خاطرهانگيز است. روزهايي که سالها بعد آن را تعريف ميکنند. آنها خوشحالند و براي آينده رويا دارند. بچهها براي شغلهايي که تصور روزهاي کودکي است و پدر و مادرها براي بزرگي آنها.
اما همه داستان اين نيست. اين روزها بچههايي هستند که ما را و بچههاي همسن و سالشان را با حسرت نگاه ميکنند. بچههايي که نميتوانند همراه ديگران باشند. بچههايي که نميتوانند به مدرسه بروند، یا بچههايي که کلاس اولي نيستند، هر چند بايد به کلاس اول بروند. آنها هم سهم دارند اما کسي براي سهمشان ارزشي قائل نيست.من نگران اين بچهها هستم. اين روزها کسي آنها را هم ميبيند؟
در ذهنم اين جمله مدام تکرار ميشود: "من از دنياي بيکودک ميترسم ..." و مدام با خودم ميگويم ديگر بايد چه کاري انجام دهم؟....
ادامه مطلب
یکشنبه سی ام تیر 1387
مهتاب کرامتی در مراسم خداحافظی با خسروی سینمای ایران
در اتاقی که به اندازه ی یک تنهاییست
دل من
که به اندازه ی یک عشقست
به بهانه های ساده ی خوشبختی خود مینگرد
به زوال زیبای گل ها در گلدان
به نهالی که تو در باغچه ی خانه مان کاشته ای
و به آواز قناری ها
که به اندازه ی یک پنجره میخوانند
آه...
سهم من اینست
سهم من
سهم من
آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد
شعری از فروغ فرخزاد با دکلمه خسرو شکیبایی
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387
زن ها فرشته اند

"زن ها فرشته اند" یک درام تجاری نسبتا خوش ساخت است که تنها در نمای پایانی اش بشدت تلخ تمام مي شود و این اتفاق فرخنده ای است برای فیلم و کارگردانش که در فیلم اولش (کلاغ پر) کاملا برعکس عمل کرده بود: یک پایان خوش بشدت اغراق شده...
"زن ها فرشته اند" به لحاظ بازی هم هیچیک از بازیگران حتی خودی نشان نداده اند - منهای مهتاب کرامتی که نیمه اول فیلم سعی و تلاشش برای ارائه نقشی متفاوت کاملا مشهود است -...
ادامه این نقد را در وب سایت مجله سینمائی ایران بخوانید.
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
پيام سفير حسننيت يونيسف به مناسبت نوروز
مهتاب كرامتي، سفير حسننيت يونيسف طي پيامي به مناسبت آغاز سال ۱۳۸۷ بر متحد شدن مردم ايران براي اجراي حقوق كودكان تاكيد كرد. در پيام سفير حسننيت يونيسف در ايران به مناسبت نوروز ۸۷ آمده است: در سالي كه گذشت اتفاقاتي افتاد كه ميتوان از آن بهعنوان نقطه عطف وضعيت كودكان ايران و حتي جهان نام برد
ادامه مطلب
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
مهتاب کرامتی در جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۶
مهتاب کرامتی امسال در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به همراه گلشیفته فراهانی تنها بازیگر زن بخش مسابقه جشنواره است که با دو فیلم حضور یافته است و افتتاحیه جشنواره نیز با نگاه نازنین و هنر والای او بر پرده سپید سینما صحرا - ویژه مطبوعات کشور- پروانه نقش هرچه از جنس زیبائی شد.
در "آتش سبز" مهتاب عزیز در فضایی کهن و سنتی نقش دختری به نام "ناردانه" را ایفا می کند که در کودکی خبر ازدواجش با یک مرد مرده را میشنود و برای گریز از این سرنوشت خوفناک ناخواسته گام در راهی دشوار میگذارد. در "حس پنهان" هم داستان زوجی جوان به نام های سیمین و امیر به تصویر در آمده است که در بحرانی خودخواسته اما ناآگاهانه گرفتار آمده اند.

دوشنبه شانزدهم مهر 1386
کرامتی.یونیسف.روز جهانی کودک... و مهتاب و باران!

گزارش اختصاصی نویسنده وبلاگ : مثل هميشه ، با وقار و زيبا. .مهتاب کرامتی نازنين در ميان بازيگران زن بسياري كه ديده ام –به غير از يك نفر- از آنهاست كه كاراكتر رفتاري و شخصيتش ، هر كه باشي ،غريبه و آشنا، بي شك و ناخود آگاه به تو اداي احترام خاص و ادب را ياد آور ميشود و اين از كاريزماي شخصيتي و شكوه و ادب او ناشي ميشود. مهرباني خاص آغشته به وقار خاص و ويزه بانو كرامتي زبانزد و مشهود است و بيهوده نبوده كه يوتيسف (صندوق كودكان سازمان ملل متحد) به عنوان سفير حسن نيت و رسيدگي به اوضاع و مشكلات كودكاني كه اغلب در شرايط سخني روزگار ميگذرانند وديريست كه دست مهربانانه اي بر سرشان آشنا نبوده است، از ميان انبوه هنرمندان عزيزما او را چه سزا برگزيده است.او ديروز در روز جهاني كودك از سوي يونسكو به عنوان مسئول برگزار كننده جشن اين روز جهاني اتخاب شده بود و در كنار سالازار فولكمن نمايتده يونيسف ،نگار اسكندرفر، مدير موسسه فرهنگي هنري كارنامه و كامبوزيا پرتوي فيلمساز در جلسه مطبوعاتي شركت كرد و از مهرباني گفت وسهم لبخنده هاي كودكان و دريغ تكردن اين حس به آنان.اين هنرمند در پيام خود به مناسبت اين روز بر "جهاني شايسه كودكات،جهاني بدون خشونت" تاكيد كرد و گفت:شادي و حمايت ويژه حق همه كودكان است و بياييد آنها را از اين جوهره هاي اصلي زندگي محروم نسازيم...موضوع اصلي كه مهتاب كرامتي عزيز بر روي آ ن اشاره داشت موضوع خشونت عليه كودكان بود .
ادامه مطلب
دوشنبه هفتم خرداد 1386
سفارت غرور انگیز صلح و بانوئی که به کودکان و معنی انسانیت عشق می بخشد !
او حالا علاوه بر بازيگري دغدغههاي جديد ديگري پيشرو دارد كه اگر نگوييم اين دغدغهها بيشتر از حضور در سينما برايش حائز اهميت شده است، كمتر هم نيست. مهتاب كرامتي، از بازيگران فعال سينما است كه اين روزها علاوه بر حضورش در سينما به عنوان سفير صلح يونيسف در ايران فعاليتهاي انساندوستانهاي ميكند و بخش عمدهاي از وقتش را صرف آموزش و كمك به كودكان كار و زنان بيسرپرست ميكند.كرامتي كه خيلي زود توانست در سينماي ايران براي خود جايي دست و پا كند، به همان سرعت هم در بين دويست سفير صلح يونيسف در سراسر جهان براي خود جايي پيدا كرد. مهتاب كرامتي كه پيش از اين كمتر علاقهاي به گفتوگو نشان ميداد، در يك روز بهاري در دفتر يونيسف به گرمي در گفت و گو با مهرداد ابوالقاسمی از روزنامه اعتماد ملی به تشريح فعاليتهايش در اين سازمان جهاني پرداخت. این گفتوگو با اين بازيگر سينما در ارتباط با سينما نيست اما چندان بيربط با اين هنر هم نيست ! 
ادامه مطلب
یکشنبه ششم خرداد 1386
مهتاب کرامتی : کار قلب است !
بيش از پنجاه سال است که چهره های سرشناس و محبوب کشورها با يونيسف همکاری می کنند. گفته می شود اين همکاريها در زمينه های مختلف در جهت تغيير سياستهای دولتها به نفع کودکان، اطلاع رسانی نسبت به مسايل کودکان و جمع آوری کمک برای برنامه های يونيسف بوده است. مهتاب کرامتی نيز فعاليتهای اصلی يونيسف را چنين شرح می دهد: «اولين و اصلی ترين مقولاتی که يونيسف به آنها می پردازد امکان زندگی سالم برای خردسالان، سپس آموزش کودکان، برابری جنسی ميان دختران و پسران، آموزش و پيشگيری بيماريهايی چون ايدز و بطور کلی احقاق حق کودکان و خردسالان است." گفت و گوی بی بی سی را با مهتاب کرامتی می خوانیم:
سفیر جهانی مهربانی
امروز يونيسف ۲۰۰ سفير حسن نيت در کل جهان دارد، که معيار انتخاب آنها کارهای بشر دوستانه آنها است. نام مهتاب کرامتی نيز بیش از یک سال است که در کنار سفرای حسن نيت جهان قرار گرفته است.
ادامه مطلب

