زماني كه قرار شد گفتوگوي اختصاصي با مهتاب كرامتي داشته باشیم، او در يكي از سفرهاي كاري يونيسفي خود به چند نقطه ايران بود. به همين دليل در كنار صحبت در باره همكاري او با يونيسف، در باره اين سفر هم حرف زدهايم. مثل تمام گفتوگوهاي ويژه قبلي دوچرخه با هنرمندان، محور اصلي صحبت با كرامتي هم دوران كودكي و نوجواني او و علاقههاي هنرياش در اين دوران است. ولي مگر ميشود با مهتاب كرامتي گفتوگو كرد و حرفي از سازمان يونيسف و همكاري او با اين سازمان مطرح نشود.
* بازيگري روياي نوجوانيتان بود؟
بله. از دوران كودكي اين علاقه در من بود و هيچوقت آن روزها را فراموش نمي كنم. تماشاگران نمايشهاي آن دوران من و خواهرانم، اعضاي خانواده بودند. آنها را مجبور ميكرديم بنشينند و نمايشهاي ما را تماشا كنند. من و خواهر بزرگ ترم يك تخت دو طبقه داشتيم و وقت هاي زيادي را با يكديگر سر ميكرديم. او هميشه به عنوان سرگروه عمل ميكرد. كتابهايي را كه دوست داشتيم و قبل از اين خوانده بوديم، تمرين ميكرديم و علاقهمند بوديم آنها را اجرا كنيم. هرچهقدر كه اين نمايشها كودكانه بود،ولي برايمان اهميت زيادي نداشت. اين نمايشها كه بيشتر شبيه يك بازي بود، برايم به صورت يك خاطره خوش باقي مانده است. با پارچههاي مختلف براي خودمان لباس درست ميكرديم و هنگام نمايش آنها را مي پوشيديم. اين علاقه هميشه در من وجود داشت و يكي از بازيهاي دوران كودكي و نوجواني من با بزرگ ترها همين بود. در مدرسه هم هميشه كار تئاتر را دنبال ميكردم و از همان زمان دوست داشتم كه حرفه بازيگري را ادامه دهم. ولي خب، رشته تحصيليام نه بازيگري كه ميكروبيولوژي است. خانوادهام به تحصيل در زمينه علم خيلي اهميت ميدادند. دو خواهر دارم و خواهر بزرگ ترم دكتر داروساز است. مادرم از زماني كه يادم ميآيد درس ميخواند و يادم ميآيد، كه ما همه با هم دانشجو بوديم. مادرم مهندس صنايع غذايي و استاد دانشگاه است. خواهر كوچك ترم هم كه دارد تحصيل ميكند.
بعد از تمام شدن تحصيل دانشگاهيام، سعي كردم كلاسهاي بازيگري را شروع كنم و از اين طريق وارد فعاليتهاي هنري بشوم.
* يعني اول درس هاي دانشگاه را خوانديد و بعد گفتيد حالا وقتش رسيده كه بروم سراغ سينما و بازيگري؟
همين الان هم به نوجوانان و جوانان علاقهمند پيشنهاد ميكنم فكر نكنند بعد از اين كه ديپلم را گرفتند، بهترين كار اين است كه جذب بازار كار سينما شوند. به نظر من آنها بايد يك كار ديگر در كنار كار سينما داشته باشند. حداقل اين كه امرار معاش آنها از طريق كار ديگري باشد تا بتوانند به اين حرفه به صورت ديگري نگاه كنند و نه فقط به عنوان حرفهاي براي پول در آوردن.
* كارگرداني نمايشهاي دوران كودكي و نوجواني با شما بود يا خواهرتان؟
او هميشه ليدر(هدايت كننده) بود. ولي كار خيلي جالبي كه ميكرديم اين بود كه هر بار شخصيتهاي نمايشها را جابه جا ميكرديم. يعني هر بار كه نمايشي را دوبار اجرا ميكرديم، جاي شخصيتها را با هم عوض كرده و هر دوي ما هر دو نقش را بازي ميكرديم. اين كار تجربه خيلي لذتبخش و خوبي بود.
* به اين ترتيب، كتاب هم زياد ميخوانديد تا بتوانيد نمايشهاي بيشتري اجرا كنيد.
بينهايت. همين الان هم خيلي كتاب ميخوانم. من با خانواده زندگي ميكنم و خيلي وقتها مادرم ميگويد «خدا نكنه كتاب به دستت بگيري.» تا كتاب را تمام نكنم، آن را به زمين نميگذارم. داستانهاي مصور را خيلي دوست داشتم.اين كتابها، داستانهاي سينمايي خيلي خوبي دارند و ميتوان براساس آنها، فيلمهاي جذابي براي بچهها ساخت. حتي همين الان هر چند وقت يك بار كه حالم كمي بد ميشود، به سراغ اين كتابها ميروم. خواندن آنها انرژي تازهاي به من ميدهد.
* هنوز هم كتابهاي دوران كودكي و نوجوانيتان را داريد؟
بله. آنها بخش مهمي از خاطرات آن دوران هستند. خود آن دوران تمام شده، ولي يادگارهاي آن مرا به آن روزها ميبرد.
* حالا كه به دوران نوجوانيتان فكر ميكنيد، احساس رضايت ميكنيد؟
ميخواهم دوباره به كمي قبل از آن، يعني كودكي برگردم. از همان زمان بچه خيلي شيطاني بودم.
* يعني ديوار راست را ميگرفتيد و بالا ميرفتيد؟!
بله، دقيقاً همينطور است. ما سه خواهر بوديم و همه چيز را روي سرمان ميگذاشتيم. حتي بعضي وقتها ندانمكاريهاي خطرناكي ميكرديم ، مثلاً در آشپزخانه چيزي را به آتش ميكشيديم و البته بعد هم سروكارمان با تنبيه بود. بدترين تنبيه اين بود كه حق تماشاي برنامههاي كودك را نداشتيم. ولي كتاب خواندن به من آرامش خاصي ميداد و آرامم ميكرد. مطالعه ذهنم را كاملاً درگير ميكرد و اگر كسي با من صحبت ميكرد، نميشنيدم. يك جورهايي در مطالعه غرق ميشدم. اولين رماني كه به پيشنهاد مادرم خواندم «بابا لنگدراز» بود. الان كارتون آن را تلويزيون نشان ميدهد و بچهها هم خيلي دوستش دارند.
* پس در حقيقت مادرتان براي اين كه جلوي شيطنتهاي شما را بگيرد، كتاب به شما داد و كتابخوانتان كرد؟
دقيقاً. اين مسئله علاقه مرا به مطالعه سازمان داد. بزرگ ترين سرگرمي من بعد از فيلم ، كتاب خواندن است. كتاب چيزي است كه هميشه در دسترس است و به همين دليل، زمان بيشتري از اوقات فراغت مرا ميگيرد.
* زمان اجراي آن نمايشهاي بچگانه، هيچ وقت فكر ميكرديد روزي بازيگر سينما شويد و در مقابل دوربين نقش بازي كنيد؟
هيچ وقت و به هيچ عنوان. حتي زماني كه درسم تمام شد، هنوز به اين مسئله فكر نميكردم. يادم ميآيد در صف نمايش «عشق آباد»، حبيب رضايي را كه از دوستان خانوادگيمان بود، ديدم و پرسيدم چهكار ميكني؟ او گفت در حال كار بر روي مجموعه «خانه سبز» است. كنجكاو شدم و پرسيدم از چه طريقي كار هنري را شروع كرده است. من هم به بازيگري علاقهمند بودم و ميخواستم وارد اين حرفه شوم. ولي ميخواستم اين كار به صورت آكادميك باشد. تا قبل از آن چند بار هم به صورتهاي مختلف دعوت به بازي در فيلم شده بودم. ولي فكر ميكردم اين نوع ورود، نميتواند ورود خوب و درستي باشد. او به من كلاسهاي آزاد بازيگري آقاي تارخ را پيشنهاد كرد. در دوره دوم اين كلاس ثبتنام كردم. حتي آن زمان هم فكر ميكردم فقط به اين كلاسها ميروم و چيزي ياد ميگيرم. تصورش را هم نميكردم كه اين كار به بازيگر شدنم منتهي ميشود.
* پس از ظاهر شدن در جلوي دوربين، سينما را چهطور ديديد؟ شبيه همان چيزي بود كه قبل از آن تصورش را ميكرديد؟
شايد آشنايي من با بازيگري، بيشتر يك آشنايي تئاتري بود و قطعاً آن ميتوانست برايم خيلي ملموستر باشد. سينما در همان كار اول، كار خيلي سنگيني بود و همان اول تمام سختيهاي كار را به من نشان داد. فهميدم كه به هيچ وجه اين حرفه، با خوشي و تفريح همراه نيست، ابداً! سختي كار خيلي بيشتر و فراتر از آن چيزي است كه ما و يا نوجوانان فكر ميكنيم.
* به عنوان يك بازيگر چهطور با اين سختيها كنار آمديد؟
دلم ميخواهد كه به اين موضوع اشاره كنم ، هر روز كه ميگذرد شرايط تغيير ميكند. قطعاً شرايط نوجوان و جوان امروزي با شرايطي كه من داشتم (و شايد مربوط به يك زمان خيلي دور هم نباشد) متفاوت است. اين روزها ديد خانوادهها متفاوت شده است. در حال حاضر، خانوادههاي ما پذيرفتهاند كه سينماي ما مسير متفاوت و خوبي را طي ميكند. شايد آن روزها ما بايد به خانوادههايمان پاسخ داده و يا آنها را قانع ميكرديم كه بايد به كلاسهاي بازيگري برويم. ولي حالا ميبينم كه پدر و مادرها، فرزندان خود را پس از آن كه ديپلم گرفتند، به كلاسهاي بازيگري ميفرستند تا بيكار نباشند. اين كار خوبي است، ولي اين احتمال وجود دارد كه اين جواني كه به اين كلاسها ميرود، واقعاً علاقهاي به بازيگري نداشته باشد. براي ورود به اين كلاسها، واقعاً بايد عشق و علاقه داشت. كسي كه به اين كار علاقه دارد، وقت زيادي بايد براي آن بگذارد و اين مسئله بايد خودش را به شكل آشكاري نشان دهد. وقتي هدف آدم ايدهآل باشد، سختيهاي كار را هم تحمل ميكند.
* پس سختيهاي كار را از همان ابتدا پذيرفتيد؟
الگوهاي خيلي خوبي براي كار داشتم و خوشبختانه در شروع كارم با آقاي پرويز پرستويي كار كردم. او الگوي خيلي خوبي براي من بود، زيرا در كنار اخلاق حرفهاي، صبر و تحمل فوقالعادهاي دارد. يكي از مهمترين درسهاي بازيگري اين است كه هميشه سر وقت در محل فيلمبرداري حاضر باشي. بعضيها فكر ميكنند بازيگران تنبل هستند و دير از خواب بلند ميشوند. من اين را در بازيگران خوب كشورمان نميبينم. جوانها و نوجوانها اگر ميخواهند اين كار را شروع كنند، خيلي خوب است كه نكتههاي مثبت را بگيرند و پرورش دهند. آنها بايد بدانند كه به هرحال به عنوان يك الگو، بايد بهتر عمل كنند. ما بازيگران كمتر حق اشتباه داريم، زيرا ديده ميشويم. براي مثال مردم دوست ندارند ما در كوچه و خيابان قانون راهنمايي و رانندگي را جدي نگيريم، يا در كل به قانون احترام نگذاريم. شايد اگر كسي مرا نميشناخت، ميتوانستم راحتتر رانندگي و يا حتي زندگي كنم. اما الان چون ديده ميشوم، بايد مراقب كارهايم باشم، زيرا نوع رفتار و عمل من ميتواند يك الگوي خوب يا بد به آنها بدهد.
* با توجه به آنچه كه گفتيد،شما هم براي بازيگر شدن مجبور بوديد خانواده را قانع كنيد؟
بله، قطعاً. آنها راضي نبودند من وارد اين حرفه شوم. البته به آنها حق ميدهم. ذهنيتي كه آنها از سينما و بازيگري داشتند، سينماي قبل از انقلاب بود كه برايشان خيلي جذاب نبود. من به خانوادهام گفتم ميتوانم در اين حرفه كار كرده و ثابت كنم كه ميشود بسيار مثبت و سالم زندگي كرد و جلو رفت. حالا هم خيلي خوشحالم كه پدر و مادر و خانوادهام به دليل حرفهاي كه دارم، به من افتخار ميكنند.
* در دوازده سالي كه فعاليت حرفهاي بازيگري داشتهايد، شما را هيچوقت در فيلمي كه براي بچهها ساخته ميشود، نديدهايم. چرا؟ پيشنهادي نداشتهايد؟
سال قبل يكي از مهمانان جشنواره فيلم كودك و نوجوان همدان بودم. وقتي به جشنواره دعوت شدم، با حسرت پرسيدم مگر ما فيلم كودك و نوجوان هم داريم؟ تعداد فيلمهايي كه براي بچهها ساخته ميشود، با گذشت زمان آنقدر كم شده كه حالا ديگر اصلاً اين فيلمها به چشم نميآيد. در صورتي كه سينماي ما واقعاً توانايي توليد اين گونه فيلمها را دارد. كشور ما جمعيت جوان و نوجوان خيلي زيادي دارد. اگر كارگردانان ما حمايت شوند، مطمئن هستم كه به سراغ ساخت فيلم كودك و نوجوان ميروند. ما فيلمسازان خيلي خوبي داريم كه اين روزها ديگر براي بچهها فيلم نميسازند، مثل آقاي كيومرث پوراحمد. در عين حال، اين بدشانسي را داشتهام كه هيچ وقت بازي در يكي از فيلمهاي كودك و نوجوان به من پيشنهاد نشده است. خيلي دوست دارم اين اتفاق بيفتد و بازيگر يكي از اين فيلمها باشم. تجربه بازي در چنين فيلمي برايم جذاب است.
* در كنار فعاليتهاي بازيگري، با سازمان يونيسف هم همكاري داريد. براي خوانندگان دوچرخه ميگوييد وظيفه اين سازمان چيست و شما چهكار ميكنيد؟
يونيسف، صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل است. در واقع يكي از شاخههاي سازمان ملل است، اما تمام فعاليت آن مربوط به كودكان و نوجوانان است. ما وقتي در باره كودك و نوجوان صحبت ميكنيم، حداكثر سن را هيجده سال در نظر می گیریم.
* چه طرحهایی برای کودکان در یونیسف دارید؟
خب، يونيسف طرح هاي مختلفي دارد و تمام تلاش خود را ميكند تا در زمينه آموزش كودكان و نوجوانان و تمام نهادهايي كه در ارتباط با كودكان و نوجوانان هستند، كار و فعاليت كند. اين طرحها شامل سلامت بچهها، حقوق، تغذيه، آموزش و پرورش آنها و همچنين توانمندي مادران ميشود. يكي از اين طرحها كاري است كه يونيسف پيشگام آن بوده و الان به عنوان يك همراه با دولت ايران فعاليت ميكند. ذكر اين نكته لازم است كه تمام طرح هاي يونيسف يك پشتيبان دولتي دارد.
* نوجوانان چگونه ميتوانند با يونيسف همكاري كنند؟
در اين زمينه در حال تدارك برنامهاي هستيم كه بچهها در آن مشاركت بيشتري داشته باشند. خيليها فكر ميكنند چون يونيسف يك سازمان بينالمللي است، داخل شدن به آن خيلي سخت است. ولي اصلاً اينطور نيست. همه ما آشناييمان با يونيسف از طريق كارتهاي تبريكي است كه در كتابفروشيها به فروش ميرود. خريد اين كارتها يكي از بهترين راههاي كمك و همكاري بچهها و بزرگترها به يونيسف است. خريد محصولات يونيسف كه همه جا در دسترس است، يك همكاري خوب با اين سازمان است. بچهها اگر ميخواهند براي تولد دوستان و آشنايان خود كادويي بخرند، ميتوانند محصولات يونيسف را انتخاب كنند، آنها بايد بدانند با اين خريد، به بچههاي سرزمين خودشان كمك ميكنند. آنها فكر نكنند يونيسف ايران براي بچههاي سرزمينهاي ديگر كار و فعاليت ميكند. يونيسف ايران براي بچههاي ايران كار ميكند و بچههاي مناطق محروم (12 شهرستان در سه استان هرمزگان، سيستان و بلوچستان و آذربايجان غربي) از آن جمله اند. يونيسف طرحهاي مختلفي هم با ديگر سازمانهاي غيردولتي دارد.
* همكاري ديگري از طرف نوجوانان پيشبيني شده است؟
داريم طرحي را شروع ميكنيم كه اميدواريم به نتيجه برسد. بسياري از نوجوانان و جوانان وقتي مرا ميبينند، همين سؤال شما را تكرار ميكنند و ميپرسند ما چهطور ميتوانيم همكاري نزديكتر و بيشتري با يونيسف داشته باشيم؟ فكر ميكنم با افتتاح باشگاه دوستان يونيسف، اين مسئله تا حد زيادي حل شود. با افتتاح اين باشگاه، هم بچهها و هم ديگر علاقهمندان ميتوانند از برنامههاي يونيسف باخبر شوند و در كارهاي آن مشاركت و همكاري داشته باشند. با اين كار، ارتباط بچهها و عموم مردم با يونيسف، خيلي بيشتر و نزديكتر ميشود.
* اخيراً سفرهاي زيادي داشتهايد. اين سفرها به چه منظوري بوده است؟
در درون يونيسف چند طرح مختلف وجود دارد كه بيشترمربوط به منطقه هاي محروم كشور است. يونيسف براي رسيدگي به نوع انجام كار، بايد بازديدهايي از اين منطقهها داشته باشد. اين بازديدها براي اين است كه ببينيم چه كارهايي صورت گرفته و چه كارهاي ديگري لازم است تا صورت گيرد. من هم ترجيح ميدهم به عنوان يك همراه در كنار آنها باشم و دوستان يونيسف هم از اين موضوع استقبال كرده اند. ما در كنار هم سعي ميكنيم بازتاب اين
سفرها را بيشتر نشان دهيم تا اين سؤال هم براي نوجوانان و هم براي بزرگ ترها مطرح شود كه يونيسف در ايران چه كارهايي ميكند و چه اتفاقهايي را به وجود ميآورد؟ سفر قبلي ما به اروميه بود و از چند شهرستان اطراف آن هم بازديد كرديم. اين سفر به خاطر طرح مكملي بود كه در زمينه تغذيه، سلامت و رشد كودك و ثبت تولد اتفاق ميافتاد. معمولاً در منطقههاي محروم، آموزش كودكان پيش از ورود به دبستان وجود ندارد. اين طرح در خدمت اين هدف است كه اين مشكل را حل كند. اين كار با راهاندازي طرح «روستا- مهدها»، جنبه عملي به خودش گرفته است. در اين محل، كودكان، آموزشهاي پيش دبستاني را ميبينند، اين كار با راهاندازي 42 مركز شروع شد و با همكاري دولت اين حركت ادامه پيدا كرد. خوشحالم اعلام كنم كه در حال حاضر اين تعداد در كل كشور به پنج هزار تا رسيده است. ولي با توجه به تعداد هفتاد هزار روستايي كه داريم، تعداد اين «روستا- مهدها» بايد بيشتر و بيشتر شود. در جريان اين سفرها به اين «روستا- مهدها» سر زديم و از نزديك ديديم كه آنها چگونه كار ميكنند و بچهها چه وضعيتي دارند. بخش مهمي از كار بچهها در اين مركزها بازي كردن است كه به كمك آن، خيلي چيزها را ياد ميگيرند. يك وعده غذاي گرم هم به آنها داده ميشود، تا فقر غذايي را كه بچههاي اين منطقه ها با آن درگير هستند، كم كند.
* در كنار بازيهاي بچهها، شما براي آنها نقش هم بازي ميكنيد؟ مثلاً يك تئاتر كوتاه؟ يا اين كه بيشتر به وظيفه يونيسفيتان ميرسيد؟
ميشود گفت هم نماينده يونيسف هستم و برايشان بازي هم ميكنم، اين دو را نميشود از هم جدا كرد. در سطح عمومي، هر كس مرا ميبيند، نام يونيسف به ذهنش ميرسد و هر كس نام يونيسف را ميشنود، به ياد من ميافتد.
* جوري صحبت مي كنيد كه انگار خيلي راضي هستيد و اين نوع فعاليت را دوست داريد؟
خيلي زياد. امكان ندارد در محلي باشيد كه بچهها در آنجا حضور داشته باشند و شما خوشحال نشويد و از آنها انرژي نگيريد. آنها به ما خيلي چيزها ياد ميدهند. با آن كه اين سفرها، سفرهاي سختي بودند، ولي شادي و اميد آنها هم به من چيزهاي زيادي ياد ميدهد و مرا در كاري كه انجام ميدهم قويتر و ثابتقدمتر ميكند.
* اين سفرها، لطمهاي به كار و فعاليت بازيگريتان نميزند؟
به همان صحبت اول گفتوگو برميگردم كه به نوجوانان و جوانان گفتم در كنار حرفه بازيگري، كار ديگري هم داشته باشند. از روزي كه كار بازيگري را شروع كردم، هيچ حسابي روي درآمد آن باز نكردم. در كنار آن كار ديگري داشتم. من در يونيسف فعاليت ميكنم و يك توليدي لباس هم دارم. بازيگري برايم يك عشق است و حتماً هدف اول و اصلي را تشكيل ميدهد. اما اگر يك برنامهريزي درست داشته باشيم، ميتوانيم به همه كارهاي خود برسيم. اين يكي از چيزهايي است كه در طول اين سالها ياد گرفتهام. در حال حاضر هم به فعاليت يونيسف ميرسم و سفرهايم
را ميروم و هم در فيلمهاي جديد بازي ميكنم. براي مثال، با وجود اين همه برنامه، من سال قبل در چهار فيلم سينمايي بازي كردم.
* با وجود توليدي لباس، خياطي هم ميكنيد؟
در حد كم بله. ولي وقتي قرار باشد كار گسترش داشته باشد، خير. خوشبختانه به دليل حرفه بازيگري، من مجبورم براي هر فيلم تازهاي يك چيزهايي را (حتي در حد ابتدايي) ياد بگيرم. براي مثال من ورزش تاي چي را براي يك فيلم ياد گرفتم و به كلاس شمشيربازي و ژيمناستيك رفتم تا در يك نمايش، بتوانم نقشم را بهتر بازي كنم.
* شما سال قبل جايزه بهترين بازيگر نقش مكمل را براي «بيست» گرفتيد. جايزه و تشويق چه تأثيري در كار شما دارد؟
اصلاً فرق نميكند شما چه سني داريد و در چه موقعيت و جايگاه و حرفهاي هستيد.چه نوجوان باشيد و چه بزرگسال، جايزه هميشه بهترين مشوق است و من هم قطعاً خيلي از آن خوشم ميآيد. در عين حال با تشويق و جايزه دادن، وظيفه يك بازيگر سختتر ميشود. كسي كه جايزه ميگيرد در ادامه مسير خود، كمتر بايد خطا كند.
گفت و گو:کیکاووس زیاری
منبع : روزنامه همشهری - ضمیمه دوچرخه
فيلم سینمایی "ترديد" پس ازگذشت هفده سال ازساخت « پرده آخر » دومين فيلم سينمايي واروژ کريم مسيحي در مقام کارگردان است که چندی است با بازیگری مهتاب کرامتی ، بهرام رادان و ترانه عليدوستي به نمايش در آمده است.
روايت داستان فيلم بدين گونه است که پدرسياوش درحادثه مرده وعموي او ثروت خانواده را دردست گرفته است. سياوش به دخترعمه خود مهتاب علاقه دارد. او که هنوز ازخبردرگذشت پدرش حيران است، خبري عجيبتر ميشنود؛ مادرش قصد دارد با عمويش ازدواج کند. سياوش متوجه ميشود مرگ پدر طبيعي نبوده و او را به قتل رساندهاند.
.................................................................................................................................................................
بيست در خانه !
لوح فشرده فيلم سينمايي " بيست" با بازيگري مهتاب كرامتي و پرويز پرستويي وارد شبكه ويديويي خانگي شد. قصه این فیلم در یک يك تالار پذيرايي می گذرد كه تعدادي كارگر در آن مشغول به كارند و وابستگي عاطفي و كاري به تالار دارند. تالار قرار است ۲۰ روز ديگر تعطيل شود و آنها در روزهاي باقيمانده بايد تلاش كنند اين اتفاق نيفتد...
مهتاب كرامتي براي بازي ممتاز و ماندني خود در اين اثر از جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر موفق به دريافت بهترين بازيگر زن نفش مكمل شده است.



//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
۲۳ تير ماه .ميدان فاطمي.مسجد نور
ديگر بايد عادت کنيم که هر بار با نام «مهتاب کرامتي» روبهرو ميشويم منتظر غافلگيري هم باشيم. چه آن وقتي که پاي تماشاي فيلمي مثل« زنها فرشتهاند» مينشينيم و چه زماني که او را در قالب زن جنوبي در سريال «خاک سرخ» ميبينيم.
او طي يک سال در ۶ نقش متفاوت ظاهر شد. کافي است نام فيلمهاي او را مرور کنيم: «زنها فرشتهاند»، «آتش سبز»، «دوزخ، برزخ، بهشت»، «ترديد»، «بيست» و «شبانهروز». در هر کدام از اين نقشها هم او تمام خاطرات قبلي از بازياش را از ذهن تماشاگر خارج ميکند و شخصيت تازهاي در برابرش قرار ميدهد. همين بازيگوشي و علاقه به حضور در نقشهاي متفاوت است که باعث ميشود در فيلم «بيست» حتي ظاهرش هم به کلي تغيير کند...
اینجا بخوانیم.
تولد بهار رابه روى دست هاى جنگل بزرگ ديده ام
ز سينه ريز رنگ رنگ تپه ها
شكوفه هاى نوبرانه چيده ام
كنون برابر تو ايستاده ام
يگانه بانو
كه مژده آرمت
بهار زير و رو كننده رسید
نگاه كن ببين!
نماينده يونيسف (صندوق كودكان سازمان ملل متحد) در ايران، صميمانه به خانم مهتاب كرامتي،سفير صلح و حسن نيت دفتر يونيسف در ايران براي دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش مكمل زن در بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر تبريك گفت.
كريستين سالازار فولكمن گفت:"جشنواره فيلم فجر مهم ترين رخداد سينمايي كشور ايران براي كارگردانان،بازيگران و تمامي دست اندركاران سينما است و ما بسيار خوشحاليم كه خانم مهتاب كرامتي جايزه يكي از معتبرترين جشنواره هاي سينمايي ايران شده است."
وي افزود:"ما به وي براي دريافت اين جايزه افتخار مي كنيم و اميدواريم كه اين موفقيت،پشتوانه همكاري بيشتر يونيسف ايران و مهتاب كرامتي براي ترويج حقوق كودك در ايران باشد."
گفتني است مهتاب كرامتي كه در حوزه امور اجتماعي خصوصا در زمينه حقوق كودك بسيار فعال است، قريب به سه سال است كه سفير صلح و حسن نيت يونيسف ايران است.
مهتاب کرامتی در مراسم پایانی بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر که شب گذشته بیست و دوم بهمن ماه برگزار شد برای ایفای نقش در فیلم سینمایی " بیست " صاحب سیمرغ بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد.
گفتنی است لیلا حاتمی نيز برای بازی در فیلم سینمایی " بی پولی " موفق به دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره بین المللی فیلم فجر شد.
به مهتاب کرامتی نازنین و همچنین لیلا حاتمی عزیز ، بانو اول های سینمای فجر ۸۷ ايران تبریک می گویم.



دو بازیگر جوان و توانای سینما ، باران کوثری با سه اثر و مهناز افشار با دو فیلم در رده های بعدی بازیگران چند اثری بخش مسابقه قرار دارند.
تردید" واروژ کریممسیحی، "دوزخ، برزخ، بهشت" بیژن میرباقری، " شبانه روز" امید بنکدار و کیوان علیمحمدی و "بیست" عبدالرضا کاهانی آثاری است که مهتاب کرامتی در آنها به ایفای نقش پرداخته است.

نشست عوامل فیلم سینمایی"بیست" به تهیه کنندگی پوران درخشنده و بازیگری های متفاوت مهتاب کرامتی و پرویز پرستوئی و فرشته صدر عرفایی در دومین روز از جشنواره فیلم فجر و پس از نمایش در سینما فلسطین برگزار شد.
مهتاب كرامتي كه با گريم متفاوتش در نقش كارگر يك رستوران در اين پروژه بازي داشت در خصوص همكاري با كاهاني کارگردان اثر گفت: دو سال پيش در جريان ساخت اين فيلم قرار گرفتم و با ايشان در مورد ساخت اين فيلم صحبت كرديم كه آن زمان هرگز فكر نمي كردم در اين فيلمامه نقشي هم براي من وجود داشته باشد.
بازیگر نقش فیروزه در فیلم سینمایی "بیست" با اظهار اميدواري از مثبت بودن نتيجه اين بازي يادآوري كرد: انسان هاي مستاصل بسياري در جامعه ما ديده مي شوند که فیروزه یکی از آنهاست.امیدوارم نتیجه مثبت حاصل شده باشد و فیروزه را باور کرده باشیم.
وي گفت: به خاطر شغل دوم خود در يونيسف با اين آدمها زياد برخورد كرده ام.
قصه این فیلم در یک يك تالار پذيرايي می گذرد كه تعدادي كارگر در آن مشغول به كارند و وابستگي عاطفي و كاري به تالار دارند. تالار قرار است ۲۰ روز ديگر تعطيل شود و آنها در روزهاي باقيمانده بايد تلاش كنند اين اتفاق نيفتد...

گفت و گوی وب سایت سینمای ما را با مهتاب کرامتی را اینجا بخوانیم.

ناردانه
نقش او را مهتاب كرامتي اجرا مي كند
ناردانه كسيت؟
مي توان سوال كرد زن ايراني كيست؟زني كه محكوم به سرنوشتي است كه از پيش براي او تعيين مي كنند.محكوم به زن شدن،محكوم به در انتظار شوهر بودن،محكوم به بالغ كردن زنان و مردان بعد،محكوم به رنج كشيدن،محكوم به فهميده نشدن...
ادامه را در وب سایت فیلم سینمایی " آتش سبز " بخوانیم و ببینیم.
کودکان غزه این روزها تلخترین روزهای جهان را تجربه میکنند. خبرها آن قدر تکاندهنده است که کار از تأسف گذشته. تا امروز، بیش از سی کودک در آغوش مادرانشان به خواب رفته و چشم نگشوده به خواب دیگری رفتهاند. نزدیک به دویست کودک در میان دود و آتش بدون دارو و غذا روی تختهای بیمارستان در برابر چشم مادرانشان درد میکشند و خاموشند.
در شهری که مرگ در همه جایش حراج است، کودکان اولین قربانیان خشونتی هستند که در طلیعه هزاره سوم، و در آغاز سال جدید میلادی،جز شرم برای انسان یادگاری ندارد. بمب و خمپاره و موشک و ترکش، تنها هدیه تمدن امروز ما برای کودکان غزه است.
بایسته خشم است و موجب نفرین است جنایت مرگ آفرینان و شایسته محبتند، کودکان غزه. دستهای خاکی و چشمهای تر و صورتهای مضطربشان را دریابیم، پیش از آن که در خاک خونین شهرشان به خواب روند. مگر شفقت انسانی مرهمی بر زخم غزه باشد که این جراحت تا همیشه روح انسان را پژمرده خواهد کرد.

"مهتاب کرامتی" بازیگر سینما و نماینده حسن نيت یونیسف در ایران در گفت و گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در توضیح این مطلب اظهار داشت: فيلم "ترديد" دومین اثر اقتباسي بعد از فيلم "آتش سبز" است، كه در آن به ايفاي نقش پرداخته ام.
وي افزود: فيلمبرداري اين فيلم به كارگرداني "واروژ كريم مسيحي" در تهران ادامه دارد و طبق برنامه ریزی ها فیلمبرداری آن تا اواخر آبان ماه به پایان می رسد.
اين بازيگر سينما تصريح كرد: "تردید" اقتباسی جدید از نمایشنامه "هملت" است و داستان فیلم درباره جوانی است که پدرش بر اثر حادثه اي می میرد و عموی خانواده همه کاره امور فامیلی می شود.
مهتاب كرامتي با اشاره به لزوم توليد آثاري تصويري از زندگي مفاخر علمي و ادبي كشور، گفت: اين وظيفه خود ماست تا با نمايش واقعي فرهنگ ايراني و توليد آثار فرهنگي گام مثبتي در راه شناخت ادبيات ايران به سراسر دنيا برداريم.
سفير حسن نيت يونيسف در ايران افزود: اگر ما نسبت به فرهنگ و پيشينه خودمان غافل نباشيم و فرهنگ ايراني را با توليد آثار متعدد نشان دهيم، هيچ اثري نمي تواند بر واقعيات اين فرهنگ خدشه وارد كند.
از آثار اين بازيگر سينما مي توان به فيلم هاي «پاداش سكوت» و «رستگاري در هشت و بيست دقيقه»، «آتش سبز» و سريال «خاك سرخ» اشاره كرد.
* با بهترین آرزوها برای مهتاب کرامتی عزیز و این که او را در برترین و یا برگزیدگان بازیگری جشنواره فیلم فجر ببینیم.

اين روزها شور و شوق کودکانه براي مادرها و پدرها و براي بچههايي که ميخواهند اولين سال ورود به مدرسه را جشن بگيرند خاطرهانگيز است. روزهايي که سالها بعد آن را تعريف ميکنند. آنها خوشحالند و براي آينده رويا دارند. بچهها براي شغلهايي که تصور روزهاي کودکي است و پدر و مادرها براي بزرگي آنها.
اما همه داستان اين نيست. اين روزها بچههايي هستند که ما را و بچههاي همسن و سالشان را با حسرت نگاه ميکنند. بچههايي که نميتوانند همراه ديگران باشند. بچههايي که نميتوانند به مدرسه بروند، یا بچههايي که کلاس اولي نيستند، هر چند بايد به کلاس اول بروند. آنها هم سهم دارند اما کسي براي سهمشان ارزشي قائل نيست.من نگران اين بچهها هستم. اين روزها کسي آنها را هم ميبيند؟
در ذهنم اين جمله مدام تکرار ميشود: "من از دنياي بيکودک ميترسم ..." و مدام با خودم ميگويم ديگر بايد چه کاري انجام دهم؟....
ادامه مطلب
در اتاقی که به اندازه ی یک تنهاییست
دل من
که به اندازه ی یک عشقست
به بهانه های ساده ی خوشبختی خود مینگرد
به زوال زیبای گل ها در گلدان
به نهالی که تو در باغچه ی خانه مان کاشته ای
و به آواز قناری ها
که به اندازه ی یک پنجره میخوانند
آه...
سهم من اینست
سهم من
سهم من
آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد
شعری از فروغ فرخزاد با دکلمه خسرو شکیبایی
"زن ها فرشته اند" یک درام تجاری نسبتا خوش ساخت است که تنها در نمای پایانی اش بشدت تلخ تمام مي شود و این اتفاق فرخنده ای است برای فیلم و کارگردانش که در فیلم اولش (کلاغ پر) کاملا برعکس عمل کرده بود: یک پایان خوش بشدت اغراق شده...
"زن ها فرشته اند" به لحاظ بازی هم هیچیک از بازیگران حتی خودی نشان نداده اند - منهای مهتاب کرامتی که نیمه اول فیلم سعی و تلاشش برای ارائه نقشی متفاوت کاملا مشهود است -...
ادامه این نقد را در وب سایت مجله سینمائی ایران بخوانید.
مهتاب كرامتي، سفير حسننيت يونيسف طي پيامي به مناسبت آغاز سال ۱۳۸۷ بر متحد شدن مردم ايران براي اجراي حقوق كودكان تاكيد كرد. در پيام سفير حسننيت يونيسف در ايران به مناسبت نوروز ۸۷ آمده است: در سالي كه گذشت اتفاقاتي افتاد كه ميتوان از آن بهعنوان نقطه عطف وضعيت كودكان ايران و حتي جهان نام برد
ادامه مطلب

مهتاب كرامتي براي فيلم سينمايي «دعوت»، مقابل دوربين ابراهيم حاتميكيا رفت.
محمد پيرهادي تهيهكنندهي فيلم با بیان این مطلب به ایسنا گفت: اين بازيگر سينماي ايران امروز در حالي به جمع بازيگران اين فيلم اضافه ميشود كه اين فيلم آخرين روزهاي فيلمبرداري را سپري ميكند. به گفتهي او؛ بيش از 85 درصد فيلمبرداري انجام شد و براساس برنامهريزي قرار است، فيلمبرداري تا اواسط هفتهي آينده به پايان برسد. بازيگران «دعوت» كه ليست كامل آنها براي نخستينبار منتشر ميشود، عبارتند از: محمدرضا فروتن، مهتاب كرامتي ، مهناز افشار، كتايون رياحي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ثريا قاسمي، رضا بابك، سيامك انصاري، پژمان بازغي، ليلا اوتادي، سارا خوئينيها، سحر جعفر جوزاني، آناهيتا نعمتی، نگار فروزنده، نگين صدق گويا .
در خلاصه داستان «دعوت» آمده است: «چند خانواده متفاوت با بحراني مشابه روبهرو ميشوند و هركدام از آنها بنا به نگاه خاص خود واكنشهايي از خود بروز ميدهند.»
مهتاب کرامتی:نشست مطبوعاتی فیلم" آتش سبز" .سینما صحرا. شنبه ۱۳ بهمن .عکاس:یلدا ذبیحی
مهتاب کرامتی عزیز امسال در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به همراه گلشیفته فراهانی تنها بازیگر زن بخش مسابقه جشنواره است که با دو فیلم حضور یافته است و افتتاحیه جشنواره نیز با نگاه نازنین و هنر والای او بر پرده سپید سینما صحرا - ویژه مطبوعات کشور- پروانه نقش هرچه از جنس زیبائی شد.
در "آتش سبز" مهتاب عزیز در فضایی کهن و سنتی نقش دختری به نام "ناردانه" را ایفا می کند که در کودکی خبر ازدواجش با یک مرد مرده را میشنود و برای گریز از این سرنوشت خوفناک ناخواسته گام در راهی دشوار میگذارد. در "حس پنهان" هم داستان زوجی جوان به نام های سیمین و امیر به تصویر در آمده است که در بحرانی خودخواسته اما ناآگاهانه گرفتار آمده اند.
مهتاب كرامتي به همراه جمعی از سینماگران در شهرستان خوی و در کنار آرامگاه شمس تبریزی مرشد و معلم حضرت مولانا شاعر و عارف مشهور ایرانی حاضر شد و در مراسمهای مختلف از جمله کنگره شمس تبریزی شرکت کرد.از جمله برنامه های این مراسم کنسرت شهرام ناظری در جمعه شب بود.خواننده ای که آثار زیبائی با شعر مولانا اجرا کرده است.
در این کنسرت که بانو مهتاب کرامتی حاضر بود اشعار مولانا بود که عطر فضا را جان بخشیده بود و وقتی تصور میکنم میبینم آن اشعار فقط در رخ مهتاب نازنین دیدن و شنیدن داشته و دارد:
چون خيال تو درآيد به دلم رقصكنان
چه خيالات دگر نيز سر آرد ز ميان
گرد بر گرد خيالت همه در رقص شوند
و آن خيال چو مه تو به ميان رقصكنان
یکشنبه. نیمه مهر ماه . خانه هنرمندان ایران / مثل معنای وقار : مثل هميشه ، با وقار و زيبا. بانو.مهتاب کرامتی نازنين در ميان بازيگران زن بسياري كه ديده ام –به غير از يك نفر- از آنهاست كه كاراكتر رفتاري و شخصيتش ، هر كه باشي ،غريبه و آشنا، بي شك و ناخود آگاه به تو اداي احترام خاص و ادب را ياد آور ميشود و اين از كاريزماي شخصيتي و شكوه و ادب او ناشي ميشود. مهرباني خاص آغشته به وقار خاص و ويزه بانو كرامتي زبانزد و مشهود است و بيهوده نبوده كه يوتيسف (صندوق كودكان سازمان ملل متحد) به عنوان سفير حسن نيت و رسيدگي به اوضاع و مشكلات كودكاني كه اغلب در شرايط سخني روزگار ميگذرانند وديريست كه دست مهربانانه اي بر سرشان آشنا نبوده است، از ميان انبوه هنرمندان عزيزما او را چه سزا برگزيده است.او ديروز در روز جهاني كودك از سوي يونسكو به عنوان مسئول برگزار كننده جشن اين روز جهاني اتخاب شده بود و در كنار سالازار فولكمن نمايتده يونيسف ،نگار اسكندرفر، مدير موسسه فرهنگي هنري كارنامه و كامبوزيا پرتوي فيلمساز در جلسه مطبوعاتي شركت كرد و از مهرباني گفت وسهم لبخنده هاي كودكان و دريغ تكردن اين حس به آنان.اين هنرمند در پيام خود به مناسبت اين روز بر "جهاني شايسه كودكات،جهاني بدون خشونت" تاكيد كرد و گفت:شادي و حمايت ويژه حق همه كودكان است و بياييد آنها را از اين جوهره هاي اصلي زندگي محروم نسازيم...موضوع اصلي كه مهتاب كرامتي عزيز بر روي آ ن اشاره داشت موضوع خشونت عليه كودكان بود .
ادامه مطلب
او حالا علاوه بر بازيگري دغدغههاي جديد ديگري پيشرو دارد كه اگر نگوييم اين دغدغهها بيشتر از حضور در سينما برايش حائز اهميت شده است، كمتر هم نيست. مهتاب كرامتي، از بازيگران فعال سينما است كه اين روزها علاوه بر حضورش در سينما به عنوان سفير صلح يونيسف در ايران فعاليتهاي انساندوستانهاي ميكند و بخش عمدهاي از وقتش را صرف آموزش و كمك به كودكان كار و زنان بيسرپرست ميكند.كرامتي كه خيلي زود توانست در سينماي ايران براي خود جايي دست و پا كند، به همان سرعت هم در بين دويست سفير صلح يونيسف در سراسر جهان براي خود جايي پيدا كرد. مهتاب كرامتي كه پيش از اين كمتر علاقهاي به گفتوگو نشان ميداد، در يك روز بهاري در دفتر يونيسف به گرمي در گفت و گو با مهرداد ابوالقاسمی از روزنامه اعتماد ملی به تشريح فعاليتهايش در اين سازمان جهاني پرداخت. این گفتوگو با اين بازيگر سينما در ارتباط با سينما نيست اما چندان بيربط با اين هنر هم نيست !
ادامه مطلب
سفیر جهانی مهربانی
امروز يونيسف ۲۰۰ سفير حسن نيت در کل جهان دارد، که معيار انتخاب آنها کارهای بشر دوستانه آنها است. نام مهتاب کرامتی نيز بیش از یک سال است که در کنار سفرای حسن نيت جهان قرار گرفته است.
ادامه مطلب
این پوستر نماشگاهی است که در یک پائیزی زرد در خانه هنرمندان ایران برگزار شد و تفسیر سبز...
نام آن " زندگی " بود و به حالات مختلف چهره و رفتار و جذبه های شخصیتی و والای مهتاب کرامتی عزیز در چهارده قطعه عکس پرتره از این بانو می پرداخت و هنرمند عکاس آن بهرام گوهری بود که غیر از مهتاب از هدیه تهرانی و نیکی کریمی عکسهای پرتره زیبا ئی تهیه کرده بود .
ادامه مطلب

من فکر میکنم همیشه خداوند در زندگیام قدمهای بعدی مرا مهیاکرده و اتفاقهای خوبی را در پیش پای من گذارده که مسیر زندگیام را تغییر میدهد. البته این به این معنا نیست که من گذشته و کارهای دیگرم را رها میکنم بلکه شاید بشود آنها را جمعبندی کرد و به یک نتیجه مناسب برای شیوه زندگی رسید. زمانی که من رشته میکروبیولوژی میخواندم یکی از بحثهای مورد توجه من ویروسشناسی بود. همیشه برای من در مورد ایدز یک علامت سوال بزرگ توام با ترس و نگرانی وجود داشت. خوب خبرهایی می شنیدیم در مورد درمان ایدز اما اتفاق قطعی نبود. به مرور زمان احساس کردم کشورمان بیشتر از گذشته با این مسئله درگیر شده. از طرفی هم مطلع شدم یونیسف طی یک برنامه پنج ساله در ایران قصد آموزش برای کودکان و نوجوان را در این زمینه دارد. این موقعیت بهترین فرصت بود چون احساس کردم آگاهسازی کودکان و نوجوان درآینده میتواند مثبت باشد.
ادامه مطلب
به نظر من زیبایی یک موهبت الهی است که خداوند به من عطا فرموده است . الهی شکر.
اما هر بازیگری دوست دارد تا دیگران با نگاه عمیقتری به تواناییهایش نگاه کنند و به خوبی بازیاش نظر بدهند. مثلا در تجربه با حاتمیکیا فرصت این شد که فقط زیبایی مطرح نباشد. سینما جایی است که ما باید پیامها را به شکل مناسبی به بیننده منتقل کنیم.
کاری مهتاب کرامتی به عنوان سفیر حسن نیت یونیسف در ایران برگزار میشود.
مهتاب كرامتي عزیز به تازگی از طرف يونيسف مامور شد تا جشن روز جهاني كودك را به تاریخ ۱۶ مهر ما ايران برگزار كند.اين هنرمند والا و بازيگر سينما كه بهعنوان سفير حسن نيت اين سازمان در ايران مشغول به فعاليت است در گفتوگويي با بيان اينكه اين جشن به مدت پنج هفته برپا ميشود، ادامه داد: هماكنون در حال برنامهريزي و رايزنيهاي لازم براي برپايي اين جشن باشكوه هستيم كه همزمان با روز جهاني كودك آغز و مراسم اختتاميهاش بعد از 5 هفته در روز تصويب كنوانسيون حقوق كودكان خواهد بود.
وي اظهار اميدواري كرد: اين جشن كه براي اولينبار در ايران برگزار ميشود، براي كودكان و بزرگترها بسار به يادماندني باشد.
مهتاب نازنبن.تو مایه مباهات و فخر زن ایرانی هستی .تو را دوست دارم . تو را ستایش می کنم. به کردار ماه و آینه!
آذر ماه سال گذشته مراسم شصتمین سالگرد تاسیس بنیاد دایره المعارف ایران برگزار شد و رئیس این بنیاد آیت ا... سید محمدکاظم موسوی بجنوردی میزبان بسیاری از شخصیت های سیاسی و اجتماعی بود. مهتاب کرامتی بازیگر و البته سفیر حسن نیت یونیسف د ر این مراسم شرکت کرد.

متن پیام کریستین سالازار فولکمن،نماینده یونیسف در ایران به مناسبت انتخاب شایسته بانو مهتاب کرامتی به عنوان نماینده حسن نیت سازمان جهانی یونیسف در ایران که سال گذشته به ایشان اعطا گردید و در سازمان یونیسف قرائت شد:
ما بسیار خرسندیم که خانم مهتاب کرامتی را به عنوان جدیدترین سفیر حسن نیت یونیسف در ایران معرفی میکنیم." وی افزود:" او تعهد مشتاقانه خود را نسبت به کودکان در گذشته و حال ثابت کرده است و امیدواریم بتواند با استفاده از موقعیت شناخته شدهای که دارد به فعالیت خود در امر اطلاع رسانی و بالا بردن آگاهیها نسبت به مسائل کودکان و زنان در ایران و در منطقه ادامه دهد.
مهتاب کرامتی بیش ازیک سال است که با یونیسف ایران همکاری می کند. وی در راه اندازی نهضت جهانی کودکان و ایدز شرکت کرد و به منظور اطلاع رسانی به جوانان در زمینه اچ آی وی به بم سفر کرد. وی همچنین دربرنامه روز کودک در یونیسف شرکت کرد و اخیرا مجری میز گردی در یکی از برنامه های یونیسف به مناسبت روز زن بود.
